من کافی با layers میخورم !

0 51

خب الوعده وفا ! چند وقت پیش توی یک غیر رسمی دیگه بهتون قول تعریف کردن یه ماجرایی رو داده بودم . الان میخوام براتون تعریفش کنم.

یه مدت پیش برای یه جلسه کاری با محمد رفته بودیم پالادیوم ؛ نشستیم توی یه کافی شاپ (خدایی اسمش رو یادم نیست وگرنه میگفتم. چون قهوه‌هاشون خوب بود)

داشتیم در مورد مسایل کاری حرف می‌زدیم و قهوه میخوردیم که یهو یک زوج اومدن و پشت میز کناری ما نشستن. خب موضوع عجیبی نبود و ما هم اصلا حواسمون به این دو عزیز نبود تا اینکه …

تا اینکه اون بنده خدایی که سفارش می‌گرفت ، اومد بالا سرشون تا سفارششون رو بگیره. خب تا اینجا هم موضوع خیلی مهمی نبود و ما هم حواسمون به کار خودمون بود.

من و محمد داشتیم برای خودمون حرف میزدیم که یهو دیدیم این دو تا با چنان لحجه‌ی آمریکایی غلیظی دارن سفارش قهوه میدن که ناخودآگاه حواس جفتمون پرت شد بهشون.

دختره [با لهجه آمریکایی] گفت : برررای من کافی بیارید ؛ منتهی روش Layers نداشته باشه !

پسره هم وسط حرفاش کلی کلمه‌ی انگلیسی بلغور کرد و سفارش رو داد.

احتمال میدیم این مطالب هم براتون مفید باشه:

من و محمد هم همینجوری داشتیم به هم نگاه می‌کردیم که آخه بابا چرا اینا دارن اینجوری میکنن ؟! یه قهوه سفارش دادن که دیگه این همه لوس بازی نداره.

خب خیلی هم ضایع بود دیگه . حالا من زبانم بدک نیست . ولی خب محمد کلا کانادا بوده و الان مدرس رسمی آیلتس از طرف دانشگاه کمبریج هست. فکرشو بکن ! جلوی قاضی و ملق بازی !

دیدیم نمیشه ! باید یه حرکتی روی این دوتا بزنیم که براشون درس عبرتی بشه که دیگه خارجی بازی در نیارن توی مملکت خودشون.

جاتون خالی ! مام شروع کردیم تا جا داشت انگلیسی پشت سر هم ردیف کردیم و از هر دری حرف زدیم . اونم با لهجه غلـــــــیظی که تا همین الانم فک من درد میکنه سر چپ و راست کردن دهنم!

من حرف میزدم ؛ محمد از خنده روی میز دراز میکشید ! اون حرف میزد من کلا میچرخیدم اون وری که خنده هام رو اون دوتا نبینن!

تقریبا کل کافی شاپ دیگه داشتن ما رو نگاه میکردن و کم و بیش هم فهمیدم بودن که موضوع از چه قرار هست.

و از همه مهم تر ؛ اون دو تا عزیز هم دیگه کلمه‌ی انگلیسی‌ای ازشون شنیده نمی‌شد !

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.