رضاصاد
یک پله حرفه‌ای تر

آیا همش باید به فکر پول بود ؟

0 145

داستان از اونجایی شروع شد که توی صادکست 9 یک کتاب در مورد ترکیب بندی معرفی کردم . کتابی که چند روز پیش از ضبط کردن اون قسمت از صادکست ، از شهر کتاب نزدیک خونمون خریده بودمش . (توی پرانتز بگم که یکی از تفریحاتی که من خیلی دوستش دارم اینه که هر چند وقت یک بار میرم شهر کتاب نزدیک خونمون و بین قفسه های کتاب قدم میزنم و کیف میکنم  .خب اگه هم نتونم مقاومت کنم ، کتاب میخرم . غالبا هم نمیتونم !)

توی پادکست یکی از من سوالی پرسید در مورد معرفی یک کتاب در مورد ترکیب بندی ، و من هم اون کتاب رو به عنوان منبع معرفی کردم . یکی دوستام بعد از شنیدن اون قسمت صادکست بهم گفت که رضا کار خیلی خوبی کردی که اون کتابه رو معرفی کردی . گفت میدونم بابت معرفیش حتی پول هم نگرفتی (با اینکه کار من تبلیغات هست).

احتمال میدیم این مطالب هم براتون مفید باشه:

دوست من راست میگفت . من بدون اینکه از نویسنده‌ی اون کتاب پول بگیرم (البته نویسندش خارجی بود) کتابش رو به رایگان تبلیغ کردم . و چه حس خوبی هم بود اینکه همیشه به فکر پول نباشی و بعضی وقتا کاری رو بکنی که باید بکنی.

تصمیم گرفتم از این به بعد کتاب هایی رو توی صادکست های خودم معرفی کنم بدون اینکه  چشم داشتی به مزایای مادی اون داشته باشم . به نظرم اگه حتی یک نفر هم با خوندن اون کتاب ها حتی کمی رو به جلو حرکت کنه ، برای من بسه.

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.