آوانگارد چیست ؟ چگونه یک هنرمند آوانگارد باشیم ؟

هنر آوانگارد قوانین موجود رو به چالش میکشه و یک قدم از هنر موجود جامعه جلوتر هست

3 1,767

آوانگارد (Avant-garde) مثل بیشتر مفاهیم هنر که از فرانسه وارد ایران شده ، یک کلمه فرانسوی به معنی پیشرو است. هنرمند آوانگارد به کسی گفته میشه که در کارهای هنری خودش از روش ها و مفهوم هایی استفاده کنه که از زمان خودش جلوتر باشه و هنجارهای هنری متداول جامعه رو به چالش بکشه. هنرمندان آوانگارد به دلیل نوآوری هایی که دارن ، معمولا پایه گذار جنبش های هنری جدید هستند.

تعریف هنر آوانگارد

آوانگارد فقط توی هنر کاربرد نداره . اما از اونجایی که این یک سایت هنری هست ، ما با قسمت هنری مفهوم آوانگارد سروکار داریم. آوانگارد در فرانسوی به سربازانی گفته میشد که از بقیه‌ی لشکر جلوتر بودن . وقتی در مورد هنر صحبت میکنیم ، کاملا قابل درک هست که هنرمند آوانگارد به کسی گفته میشه در که در صف اول نوآوری های هنری جامعه‌ی خودش قرار داره . (و این واقعا برای هر هنرمندی جذابه که تعیین کننده‌ی هنجارهای هنری جامعش باشه)

در هنر آوانگارد ساختارهای متداول هنری جامعه شکسته میشه . این شکسته شدن ساختارها ، قوانین واضحی نداره . یعنی اگر شما دوست داشته باشید در حیطه‌ی هنری خودتون تبدیل به یک آوانگارد بشید ، لازم نیست قوانین متداول هنری رو به شیوه‌ی تعیین شده ای بشکنید (که این یعنی بازهم رعایت کردن قوانین) بلکه به عنوان یک هنرمند پیشرو ، شما هر کاری که دوست دارید میتونید برای برهم زدن هنجارهای حیطه‌ی هنری خودتون انجام بدید.

البته در ادامه‌ی مقاله من روش هایی رو به شما معرفی میکنم که برای برهم زدن قوانین هنری به شما ایده بده ! اما این به این معنی نیست که فقط با روش هایی که من میگم میشه قوانین هنری رو برهم زد. بلکه دست شما برای نادیده گرفتن قوانین کاملا بازه . و در واقع تعریف واقعی هنر آوانگارد یعنی همین.

برای هنر آوانگارد باید قوانین هنری متداول رو برهم زد . جالب اینجاست که این برهم زدن قوانین هم از قانون خاصی پیروی نمیکنه و شما میتونید هر طور که دوست داید قوانین رو نادیده بگیرید . در واقع آوانگارد واقعی یعنی همین

محمدرضا صادقی (رضاصاد) عکس ، فیلمبردار ، مدرس و نویسنده

انواع هنر آوانگارد

بسته به اینکه شما چه هنری رو دنبال میکنید ، می‌تونید در حیطه تخصصی خودتون تبدیل به یک هنرمند آوانگارد بشید . در ادامه توضیح مختصری در مورد آوانگارد بودن در هر کدام از سبک های هنر خواهم داد

عکاسی آوانگارد

هنر آوانگارد عکاسی آوانگارد رضاصاد
در عکاسی آوانگارد قوانین را مطابق با سلیقه‌ی خود تغییر بدید

همه میدونیم که در عکاسی قوانین مختلفی وجود داره . از انواع و اقسام ترکیب بندی بگیرید تا حتی قوانینی که برای سرعت شاتر و ISO و مسایل فنی ساده تر هست . اگر شما دوست دارید یک عکاس آوانگارد باشید باید این رو بدونید که این قوانین برای شکسته شدن ایجاد شده ! در واقع هر قانونی رو که دیدید به چشم چیزی بهش نگاه کنید که قابل شکسته شدن هست. چند مثال برای شما میزنم :

  • چه لزومی داره از قانون یک سوم در ترکیب بندی استفاده بشه ؟
  • چه لزومی داره در عکاسی پرتره ، مدل ، ژست های متداول رو بگیره ؟
  • چه لزومی داره در عکاسی فصل زمستان ( که قاعدتا باید از رنگ های سرد استفاده کرد) از رنگ های گرم استفاده نکنیم ؟

این ها فقط سه مثال بود که دقیقا همین الان به ذهن من رسید . به عنوان یک عکاس آوانگارد همیشه باید از خودتون این سوال رو بپرسید : چه لزومی داره ؟
و بعد از پرسیدن این سوال هست که ایده های جدیدی برای عکاسی به ذهن شما میرسه.

موسیقی آوانگارد

نمیخوام در قید و بند تعریف های متداول باشم . چرا که این تعریف های خسته کننده رو توی سایت های دیگه هم میتونید پیدا کنید . بذارید یکم در مورد موسیقی ایرانی باهم صحبت کنیم.

الان که دارم با شما حرف میزنم به موسیقی های متداولی که مردم ما علاقه دارن کمی دقت کنید . چه خواننده هایی هستن که کنسرت هاشون تا سانس آخر و نفر آخر پر میشه ؟ نوع موسیقی ، نوع خوندن و تمام این ها رو توی ذهن خودتون تجسم کنید. حالا احتمالا به این رسیدید که مردم ایران به سبک خاصی از موسیقی عادت کردن که من اسمش رو میذارم سبک موسیقی ایرانی (با موسیقی سنتی ایرانی اشتباه نشه. من سواد موسیقی ندارم راستش).

بیشتر مردم از آهنگ های خواننده هایی خوششون میاد که موسیقی ایرانی پسند درست میکنن. خواننده هایی مثل حمید هیراد ، محسن یگانه ، رهام هادیان و امیر مقاره (ماکان بند) و …
این عزیزان [فارغ از سبکی که کار میکنن] نوعی از موسیقی و آواز رو دارن که به اصطلاح ، ایرانی پسند هست . حالا شما بیاید سبک کاری سیروان خسروی رو با اینها مقایسه کنید. آهنگ های سیروان خسروی از نظر نوع موسیقی ، کمی با چیزی که به عنوان سبک ایرانی پسند میشناسیم متفاوته. آهنگ های سیروان خسروی کمی به سبک غربی شباهت داره. و خب توی ایران طرفدار های خودش رو هم داره.

البته من سواد موسیقی ندارم و چیزی که نوشتم از طرف یک مخاطب عام بود که این برداشت رو از وضعیت موسیقی ایران داره . اگر دوست دارید به عنوان یک موزیسین و خواننده آوانگارد شناخته بشید کمی روی موضوع “آهنگ ایرانی پسند” فکر کنید و سعی کنید به این نتیجه برسید که چه المان هایی در این نوع موسیقی باعث شده یک آهنگ ، ایرانی پسند بشه. مطمئنم که ایده های آوانگاردی خوبی به ذهنتون میرسه.

نقاشی آوانگارد

سب کوبیسم رو در نظر بگیرید . این سبک  در سال 1907 میلادی ابداع شد . در اون زمان یک سبک جدید بود که تبدیل شد به نقطه عطفی در هنر غرب . این شما رو یاد نقاشی آوانگارد نمیندازه ؟ بله . در واقع کوبیسم یک آوانگارد بود . سبکی که در زمان خودش هنجار ها و قوانین متداول هنری اون زمان رو شکست و نسبت به سبک های متداول اون زمان ، پیشرو بود . پابلو پیکاسو و ژرژ براک رو به عنوان خالقین این سبک میشناسن.

اگر به نقاشی علاقه دارید و دوست دارید یک نقاش آوانگارد بشید چرا به ابداع کردن سبک جدیدی فکر نمیکنید که علاوه بر جدید بودن و رعایت نکردن قوانین متداول ، شاید بعدا به عنوان یک سبک مورد پسند شناخته بشه ؟ مثل کوبیسم.

معماری آوانگارد

من سوادی در بحث معماری ندارم اما گاهی در همین تهران ، ساختمان هایی رو میبینم که با سبک معماری متداول و صد البته کسل کننده‌ی موجود ، تفاوت داره . من به معماران این بناها تبریک میگم ؛ چرا که تعریف معماری آوانگارد رو در تهران به اجرا گذاشتن.

نکته‌ی بسیار مهم در شکستن قوانین

میدونم تا اینجای مقاله یک سوال خیلی مهم به ذهن شما رسیده . جواب این سوال نکته‌ی بسیار مهمی هست که الان میخوام اون رو با شما در میون بذارم. نکته‌ای که میتونه منجر به شکست یا پیروزی شما در تبدیل شدن به یک هنرمند آوانگارد بشه .

این نکته این هست : درسته که برای تبدیل شدن به یک آوانگارد باید قوانین متداول رو بشکنیم ؛ اما شکستن این قوانین باید جوری باشه که مورد پسند مخاطب قرار بگیره. هنری که محبوب نباشه ، نمیتونه پیشرو هم باشه و محکوم به نابودی هست.
پس نباید اینطور فکر کنید که شکستن هر قانونی شما رو تبدیل به یک آوانگارد میکنه . لازمه‌ی آوانگارد بودن ، محبوب بودن کارها و متداول شدن هنر اون شخص هم هست. چه بسیار هستن هنرمندانی که فکر میکنن یک آوانگارد هستند در صورتی که فقط در حال شکستن قوانین و هنجارهای هنری اند و کارهاشون از کمترین محبوبیتی در جامعه برخوردار نیست.

آیا من یک هنرمند آوانگارد هستم ؟

حالا سوالی که مطرح میشه اینه که با توجه به تعریفی از هنر آوانگارد داشتیم ، آیا ما هم جزو هنرمندان آوانگارد محسوب میشیم ؟ برای جواب دادن به این سوال ، چند تا سوال کوچک تر رو باید جواب بدیم . اگر جواب ما به سوالاتی که در ادامه اونها رو مطرح میکنم مثبت بود ، ما هم یک هنرمند آوانگارد هستیم.

  • آیا من شجاعت این رو دارم که قوانین موجود در حیطه هنری خودم رو نادیده بگیرم ؟
  • آیا خودم ، از هنر خودم لذت می‌برم ؟
  • آیا علاوه بر خودم ، افراد دیگری هم از کارها و آثار هنری من تعریف میکنند و اونها رو می‌پسندند ؟
  • آیا غیر از من ، افراد دیگری هم هستند که تمایل به تقلید کردن از سبک هنری من داشته باشن ؟
  • آیا من روحیه‌ی [تا حدودی] انتقادی نسبت به آثار هنری متداول دارم و برای بهتر شدن سبک های فعلی ایده هایی دارم ؟
  • آیا از نظر عرف جامعه‌ی هنری، کارها و آثار من کمی عجیب به نظر میرسه ؟

اگر جواب شما به سوالات بالا مثبت است ، شما یک هنرمند آوانگارد هستید و این قابلیت رو دارید که کم یا زیاد ، روی هنر تاثیرگذاری داشته باشید . نکته‌ی مهم اینه که اگر الان این ویژگی ها رو ندارید و دوست دارید که آوانگارد بشید خبر خوبی براتون دارم : آوانگارد بودن اکتسابی هست و شما میتونید با تمرین کردن ، خودتون رو تبدیل کنید به یک هنرمند آوانگارد.

چگونه باید یک هنرمند آوانگارد شد ؟

آیا دوست دارید آوانگارد باشید ؟
اگر بله ؛ پس ادامه‌ی مطلب رو برای شما نوشتم . برای اینکه یک هنرمند آوانگارد باشید ، مراحل و نکاتی وجود داره که به ذهن من میرسه . (لزوما فکت و گذاره علمی نیست . پس شاید درش اشتباه هم باشه) .

1 ایجاد حس انتقاد نسبت به کارهای دیگران

میدونم این نکته کمی خودخواهانه به نظر میرسه . اما برای اینکه یک آوانگارد باشید ، لازم هست که حس انتقادی رو در خودتون تقویت کنید . این کار نه برای ضربه زدن به هنر سایر هنرمندان ، بلکه برای تقویت قدرت تحلیل و نقد و بررسی شماست و صرفا جنبه‌ی تمرینی داره.

تمرین برای ایجاد حس انتقاد

با انجام دادن این تمرین جالب ، میتونید حس انتقادی و تحلیل‌گری خودتون رو تقویت کنید . این تمرین به این صورت هست که : با توجه به حیطه ای که در اون فعالیت میکنید (نقاشی ، عکاسی ، فیلمسازی و …) آثار هنری مختلف رو جلوی خودتون بذارید و شروع به لیست کردن تمام نکات منفی در اونها کنید . این آثار میتونه آثار هنری معمولی و یا حتی شاهکارهای هنری موجود در حیطه‌ی شما باشه !

بله ! تاکید من برای ایراد یابی شاهکارهای هنری به این دلیل هست که توان خلاقیت و تحلیل گری شما به طور معجزه آسایی افزایش پیدا میکنه . وقتی شما بتونید از بهترین کارهای هنری موجود نکات منفی اون را استخراج کنید . توانایی ساخت همون آثار هنری ، اما این بار بدون اون عیب ها در شما تقویت میشه.

البته این رو میدونم کسانی هستند که از حرف من ایراد خواهند گرفت . هیچ اشکالی هم نداره . اگر شما دوست دارید یک آوانگارد باشید ، پس اولین چیزی که باید در خودتون تقویت کنید ، انتقاد پذیری هست؛ چرا که قراره قوانینی رو بشکنید که همه بهش پایبند هستند.

 2 پیدا کردن علاقه‌های جامعه

بالاتر گفتم که یکی از ملزومات هنر آوانگارد ، محبوب بودن اون هست . هنری که فقط قوانین رو بشکنه و هسی هم اون رو دوست نداشته باشه از عهده‌ی هر بچه ای هم بر میاد ! پس به عنوان یک هنرمند آوانگارد باید علاقه های جامعه‌ی خودمون رو پیدا کنیم تا آثار هنریمون رو بر اساس علاقه‌ی موجود ایجاد کنیم و قوانین رو با نیم نگاهی به علاقه‌ی جامعه نقض کنیم.

تمرین برای پیدا کردن علاقه‌ی جامعه

بر خلاف تمرین قبل که از شما خواستم از آثار هنری دیگران ، ایراد بگیرید ؛ در این تمرین از شما میخوام برعکس این کار رو انجام بدید. یعنی سعی کنید نکات مثبت آثار هنری رو استخراج کنید و اونها رو لیست کنید.

اگر در تمرین قبلی ، تاکید من برای ایراد گرفتن از آثار برتر هنری بود ، در این تمرین از شما میخوام بیشتر روی پیدا کردن نکات مثبت در آثار سطح پایین تمرکز کنید. چرا ؟

چون ذهنی که بتونه نکات منفی بهترین آثار و نکات مثبت بدترین آثار رو استخراج کنه ، یک ذهن قوی و آماده برای خلق کردن آثار آوانگاردی است.

3 عادت کردن به نقض قوانین متداول

بعد از اینکه با تمرین های قبلی ، ذهن خودمون رو قوی و آماده کردیم ، نوبت میرسه به اصلی ترین قسمت هنر آوانگاردی یعنی نقض کردن قوانین متداول .

تمرین برای نقض قوانین

آثار هنری مختلف رو بررسی کنید. در هر اثر لیست قوانینی که رعایت شده رو بنویسید . مثلا وقتی یک عکس را بررسی میکنید بنویسید :
عکس شارپ است
قانون یک سوم در آن رعایت شده
وایت بالانس مناسب است
کنتراست نوری عکس بالا است
و…

و حالا سعی کنید آثاری خلق کنید که این قوانین در آنها رعایت نشده باشه . البته بازهم تاکید میکنم محبوب بودن و مورد پسند بودن اثر هنری در اولویت است . شکستن هر قانونی ما رو تبدیل به آوانگارد نمیکنه . تعریف اصلی آوانگارد یعنی پیشرو . بنابراین تمام کارهایی که انجام میدیم برای پیشرو بودن در جامعه‌ی هنری است نه فقط نقض قوانین.

4 معروف شدن و پیدا کردن طرفدار

پیشرو بودن در هنر یک لازمه‌ی مهم داره : اینکه کسانی باشند که حاضر بشن از شما پیروی کنن . تنها در این صورت هست که شما یک هنرمند آوانگارد خواهید بود . هنرمندی رو در نظر بگیرید که بهترین آثار هنری رو خلق میکنه اما کسی اون آثار رو نمیبینه؛ در این صورت هیچ فرقی نداره اون هنرمند چه چیزی رو خلق میکنه . چون دیده نمیشه.

به عنوان یک آوانگارد باید هنر خودتون رو بدون ترس از قضاوت به جامعه عرضه کنید . هر چقدر این عرضه کردن هنر ، قوی تر و گستره تر باشه ، شانس شما برای مورد پسند قرار گرفتن بیشتر میشه. (به عنوان یک متخصص تبلیغات این رو گفتم)

شبکه های اجتماعی ، ساخت وبسایت و کار کردن روی سئوی اون ، برگزاری نمایشگاه و دعوت از افراد صاحب نظر برای بازدید از آثار و ده ها روش دیگه ای که حتما به ذهن خودتون هم خواهد رسید ، تنها گوشه ای از کارهایی هست که باید برای عرضه کردن هنر خودتون به جامعه‌ی هدف انجام بدید.

ما در قرن 21 زندگی میکنیم و باید با روش های جدید آثار خودمون رو عرضه کنیم . این روزها آوانگارد شدن خیلی راحت تر شده ؛ فقط به شرط اینکه روشش رو یاد بگیریم.

جمع بندی

هنرمند آوانگارد به کسی گفته میشه که هنرش از واقعیت موجود جامعه یک قدم جلوتر باشه . یک هنر آوانگارد 2 تا شاخصه‌ی اصلی داره : اول اینکه قوانین متداول هنری رو به چالش بکشه و دوم اینکه باید محبوب باشه . در مقاله ای که مطالعه کردید روش تبدیل شدن به یک آوانگارد رو به صورت قدم به قدم برای شما شرح دادم . امیدوارم اگر به آوانگارد بودن علاقه دارید ، با انجام این تمرین ها ، تبدیل به یکی از پیشروهای هنر ایران [و حتی جهان] بشید.

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 نظرات
  1. ali می‌گوید

    با درود فراوان
    تازه با مفهوم آوانگارد آشنا شده ام خصوصا با مطالب گویای شما و از این بابت تشکر میکنم.
    نظرم این است : آوانگارد شدن با آموزش امکانپذیر نیست و اگر کسی صرفا و فقط با آموزش این مقوله را یاد بگیرد به احتمال قریب به یقین یک هنرمند آوانگارد تصنعی خواهد بود.
    من تقریبا در کلیه زمینه ها ( اعم از اجتماعی / فلسفی / تاریخی / تخصصی / فرهنگی / هنری / و ….) هنوز هم به یک اصلی معتقد هستم که امیدوارم اشتباه نباشد و آن اصل به شرح زیر است :
    درست است که خیلی از آدم ها میتوانند با آموزش خیلی چیزها را یاد یگیرند ولی این کافی نیست. مهمترین نکته این است که باید ابتدا استعدادشان کشف شود که در چه زمینه ای مستعدتر هستند و آیا شخصیت و ماهیت و هویت آنها با آن همخوانی دارد یا خیر؟
    یک مثال عینی : در کشور خودمون هنوز هم خیلی ها دوست دارند پزشک شوند و ممکن هم است که با تلاش خود به این خواسته شان دست یابند ولی آیا همه اینها پزشک خوب و متعهدی میشوند ؟ مسلما جواب منفی است. چون مقوله تعهد با آموزش تامین نمیشود و باید از ابتدا زمینه آن در ذات و شخصیت طرف وجود داشته باشد. در مورد یک متخصص مهندسی عمران هم همین قضیه صادق است وگرنه ساختمانی با ۴ ریشتر زلزله و یا پلی با یک سیلاب فرو میریزند و جان آدم ها را میگیرند. این مسئله کلا در کلیه موارد صادق است حتی در مورد یک تاریخ نویس یا یک باغبان و بخصوص در عرصه هنر خیلی مهتر است و بویژه در مورد هنر آوانگاردیسم قضیه بسی حساس تر و مشکل تر میشود و بنظرم آموزش فقط میتواند حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد موثر باشد.

  2. مجتبی می‌گوید

    همیشه فکر میکردم آوانگارد بودن یک چیز عجیب و غریب هست . اما مقاله ای که شما نوشتید به همه ثابت کرد اولا آوانگارد شدن خیلی هم سخت نیست و ثانیا قلم خیلی بی نظیری دارید جناب صادقی

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      مرسی جناب آقای مجتبی . امیدوارم شما هم یک آوانگارد باشید و روی هنر کشور تاثیر های مثبتی بگذارید