رضاصاد
یک پله حرفه‌ای تر

گفت تو به همه حسادت میکنی

0 166

امروز باهم تو بام تهران داشتیم قدم میزدیم :

 

گفت : رضا من یه مشکلی دارم. اون مشکل اینه که اگر کسی بهم انتقاد بکنه ، واقعا به هم میریزیم. حالا اگه انتقادش توهین آمیز باشه که دیگه اصلا نابود میشم.

گفتم : جدی ؟!

گفت : آره ؛ خواستم ازت بپرسم تویی که توی کار آموزش و هنری ، کسی تا حالا ازت انتقاد نکرده ؟ چجوری کنار میای باهاش ؟

گفتم : انتقاد ؟؟ به تعداد موهای سرت . بعضیا یه چیزایی میگن که اصلا با خودت میگی “تو ذهن این بشر داره چی میگذره؟!”

گفت : پس چیکار میکنی ؟ اعصابت خورد نمیشه ؟

گفتم : ببین ؛ بیا از یه زاویه دیگه به موضوع نگاه کنیم . کسی که به تو انتقاد میکنه (با فرض اینکه انتقاد غیر سازنده و چرت و پرت بکنه ؛ وگرنه من که عاشق انتقادهای سازنده هستم ؛ چون من رو جلو میبرن) داره بهت این سیگنال رو میده که : ببین فلانی ! من به تو حسودیم میشه ؛ به جایگاهت حسودیم میشه ؛ کاری از دستم بر نمیاد که تو رو زمین بزنم ؛ در برابرت خوار شدم ؛ پس میام بهت فحش میدم ؛ چون تنها کاری هست که از دستم بر میاد.

گفت : پس یعنی …

گفتم : پس یعنی وقتی کسی بهم فحش میده ، انتقاد غیر سازنده میکنه و هزار تا کار دیگه ، من به خودم میگم آخ جون ! توی مسیر درستی هستم . و این یکی از لذت ترین حس های دنیا هست . پس یعنی به هیچ وجه اذیت نمیشم.

احتمال میدیم این مقالات هم براتون مفید باشه:

گفت : ولی قبول داری که هر حرفی ، بالاخره تاثیری داره دیگه ؟

گفتم : صد در صد ؛ اما تو میتونی از تیزی چاقویی که به سمتت گرفته شده استفاده کنی و به جای اینکه زخمی بشی ، با اون چاقو میوه پوست بکنی و نوش جان کنی و کیفش رو ببری !

گفت : فکر کنم منظورت رو فهمیدما ، ولی از زبون خودت شنیدن خیلی بهتره …

گفتم : عمرا فهمیده باشی زرنگ خان 😄 ولی بی شوخی منظورم اینه که … بذار برات یه مثال بزنم ؛ یکی چند روز پیش اومد بهم گفت که تو آدم خیلی بی شخصیتی هستی و به همه حسادت میکنی و این حسادت توی تمام جملاتت مشهوده ! و اینکه فکر میکنی یک آوانگارد هستی ؛ در صورتی که نه آوانگاردی و نه حتی استاد !

گفت : خب تو چی گفتی 😳  ؟!

گفتم : هیچی ؛ ازش تشکر کردم.

گفت : دیوانه ای ؟؟؟

گفتم : نه . چون با اون کلمه‌ی آوانگاردی که گفت ، ایده‌ی نوشتن مقاله‌ی جدید سایتم رو بهم داد . مقاله‌ی جدید یعنی بازدید بیشتر سایت ، یعنی آدم های بیشتری من رو میشناسن ، یعنی هنرجوهای بیشتری خواهم داشت و این یعنی درآمد بیشتر . نباید تشکر میکردم ؟؟

گفت : والا رضا ؛ من اینطوری به ماجرا نگاه نکرده بودم تاحالا …

مقاله‌ی آوانگارد من رو از دست ندید  … همونی که الان داشتم در موردش حرف میزدم.

خیلی چیزها رو واقعا نمیشه توی سایت گفت

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.