صادکست ۱۴ | گفتگو با محمد یوسفیان در مورد راه های درآمد از هنر در ایران

8 333

در پادکست عکاسی صادکست 14 با محمد یوسفیان – مدرس آیلتس و موزیسین بین المللی – در مورد راه های درآمد از هنر در ایران صحبت کردیم. با هم چالش های هنرمندان ایرانی رو بررسی کردیم و در نهایت به یک جمع بندی در مورد بهتر راه درآمد یک هنرمند در ایران رسیدیم.

در پادکست عکاسی صادکست 14 در مورد چه چیزی صحبت شده؟

در شرایط اقتصادی ایران – که همه میدونیم اصلا خوب نیست – شاید به عنوان یک هنرمند بارها با خودتون در مورد این فکر کرده باشید که “میشه از هنر درآمد داشت؟” آیا بهتره هنر رو صرفا به عنوان یک علاقه در نظر بگیرم یا اینکه میشه از طریق هنر پول درآورد؟

این دقیقا موضوعی هست که در صادکست 14 در موردش صحبت کردیم. من – رضاصاد – و محمد یوسفیان یک گفتگوی صمیمی و دوستانه در مورد چالش های کسب درآمد از هنر با هم انجام دادیم که شما می‌تونید کمی پایین تر ، این گفتگو رو گوش کنید.

راه های گوش کردن به صادکست 14

تمام قسمت های صادکست در سایت های مختلف آپلود میشن ؛ که شما بسته به سلیقه‌ی خودتون میتونید از هر کجا که راحت تر بودید اون رو گوش کنید.

#1 صادکست 14 در ساندکلاد

#2 صادکست 14 در شنوتو

#3 صادکست 14 در آپارات

راه های ارتباطی با محمد یوسفیان

اگر مایل هستید مقالات موسیقی محمد یوسفیان رو بخونید ، خبر خوب اینکه محمد یکی از نویسنده های این سایت هست و مقالات موسیقی سایت رو تماما محمد نوشته.

اگر مایل هستید در مورد زبان انگلیسی و آیلتس با محمد یوسفیان در ارتباط باشید میتوانید به سایت محمد یوسفیان یا صفحه اینستاگرام ایشون مراجعه کنید.


متن پادکست عکاسی صادکست 14

رضاصاد :سلام به شما دوستان عزیز و هنر دوست. من محمدرضا صادقی هستم و احتمالا میدونی نام هنری من رضاصاد هست.

صادکست 14 کمی متفاوت است

و این اپیزود از صادکست یک مقداری با متفاوت هست با چیزهایی که قبل داشتیم.

امروز میخواهم با آقای محمد یوسفیان صحبت کنم. یک صحبت خیلی دوستانه‌ی خودمونی ولی خب در عین حال مهم برای شرایط کشورمون.شرایط فعلی اقتصادی کشورمون.

که میخواهیم در مورد این صحبت کنیم که …

بگذار اول یک سلامی بکنیم به آقای یوسفیان. محمد جان

محمد یوسفیان : سلام رضا جان خدمت شما و همه‌ی شنونده های صادکست. خیلی ممنونم و خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم.

رضاصاد: خب البته من این رو بگم . ما اولش خواستیم یک جای دیگه ضبط بکنیم. توی کافی شاپ بودیم الان. منتهی نویز اینقدر زیاد بود که من گفتم بهتره بی خیالش بشیم ؛ احتمالا اذیت میشدید شما موقع گوش کردن.

الان اومدیم یک جای خیلی ساکت تر. بگذریم. بریم سر چیزی که میخواهیم صحبت بکنیم. ما امروز میخواهیم با هم در مورد این صحبت بکنیم که توی شرایط ایران اوضاع کسب و کار های هنری چطوری هست؟

توی ایران میشه از هنر پول درآورد ؟

حالا منی که خودم رو یک مدرس عکاسی میدونم. یا آقای یوسفیان که یک موزیسین بسیار حرفه ای هست. میخواهم با هم صحبت کنیم ؛ بررسی کنیم ببینیم که اصلا توی ایران الان میتونیم توی کار هنری فعالیت بکنم یا نه ؛ بهتره جمعش بکنیم بره ! حالا نظرت چیه محمد؟

محمد یوسفیان : حقیقتش اینه که رضا شرایط خب مسلما برای همه شاید سخت باشه. زیاد قشر خاصی رو نمیشه توش مطرح کرد. ولی شاید بحث هنر به واسطه‌ی اینکه ما هنوز توی ایران نیاز های اولیه مون شاید هنوز اینقدر بهش کامل رسیدگی نشده.

کسانی هستند که پول بیشتر از نیازشون در میارن

و به نظر من هنوز کسانی هستند که دارند از طریق هنر و هر شاخه مربوط به هنر پول خوبی در میارن. درآمدشون کاملا کافیه برای زندگیشن. و چه بسا بیشتر از اون حدی هست که باید باشد باشه.

رضاصاد : تو ایران ؟

محمد یوسفیان : آره توی همین ایران. مثلا میتونی الان بازیگرها یا خواننده های خیلی زیادی رو ببینی ؛ حالا اسم هم لازم نیست ببریم . ولی دارن از طریق همین بیزینس سرگرمی یا Entertainment دارن خیلی خوب پول در میارن. و کنسرت های مختلف میذارن. حالا چون من یک مقدار توی بحث موسیقی فعالیت داشتم میدونم.

کنسرت برای خیلی ها منبع درآمد خوبی هست

کنسرت های زیادی میذارن و از قبل همین کنسرت ها افراد دیگری هم خیلی راحت دارند کسب درآمد می‌کنند. مثلا کسانی هستند که شاید هیچ چیزی از موسیقی ندونن. هیچ سر رشته ای ندارن و البته هنرمند هستن ها . نمیشه اصلا خرده گرفت بهشون.

کسانی رو میشناسم که دارن الان کاور آهنگ ها یا آلبوم های هنرمند های مختلف رو تهیه میکنن…

رضاصاد : یک سوال. منظورت از کاور همون طراحی روی آلبوم هست دیگه ؟

محمد یوسفیان : بله دقیقا. خیلی هاشون هستند که توی زمینه موسیقی هیچ گونه ایده ای ندارند که اصلا موسیقی یعنی چی و البته متاسفانه بعضی هاشون خیلی ادعا هم دارند.

کاش به جای تخریب ، دست هم رو بگیریم

ولی به هر حال این یک اتفاقی هست که توی جامعه ما هست. ادعا زیاده و علاقه به تخریب خیلی زیاده. به نظر من توی ایران اتفاقی که میتونه بیافته و خیلی خوشایند باشه برای جامعه‌ی هنری اینه که به جای تخریب همدیگر تلاش بکنیم کمک بکنیم به همدیگر و تلاش بکنیم دست همدیگر را بگیریم و همدیگر را بالا بکشیم.

متاسفانه این قضیه توی ایران خیلی کم دیده میشه. حالا من یک موضوعی رو هم مربوط به تخصص خودت میخواهم بگم که دیدم همکارانت رو که دارن کار تدریس و ولاگینگ و حتی به صورت عملی دارن Practical کار عکاسی رو انجام میدن.

کپی کاری های مصنوعی در آموزش عکاسی

اما اتفاقی که میفته تلاش میکنن تخریب بکنن همدیگر رو. یا بسیار بسیار مصنوعی کپی میکنن از نمونه های خارجی. اسم هم نباید ببریم ولی نمونه هاش بارز هست. فکر میکنم خودت دیده باشی.

رضاصاد : ببین پای صحبت هر هنرمندی که من مینشینم ، یعنی این داستان ها همیشه وجود داره. استثنا هم نداشته ها ! یعنی یک چیزیه که مثل دو دو تا چهار تا هست.

توی ایران ؛ خب لااقل خود ایران رو این رو من واقعا دارم با گوش و پوستم حس میکنم که پای درد دل هر هنرمندی که مینشینی از یک سری چیزها ناله میکنه.

از اینکه آدم های غیر حرفه ای خیلی توی این کار هستن. که حالا یک موردی رو خودت گفتی توی داستان های کاور و طراحی و … این که آدم هایی که هیچ سر رشته ای از هنر ندارن. ولی خودشون رو میان میچسبونن به یک هنرمند و …

چند روزی هست که وارد ولاگینگ و ساخت ولاگ شدم

نکته‌ی بدش اینه ؛ نکته‌ی اذیت کننده اش اینه که خودشون رو خیلی هنرمند میدونن کسانی که هیچ سررشته ای ندارن. یا حالا همین بحث ولاگینگ و تدریس اینا رو گفتی ؛ خب من چند روزی هست که رسما وارد درست کردن ولاگ و ولاگینگ و کار تصویری شدم.

قبلش پادکست داشتم. قبلش مقاله داشتم. احساس میکنم توی شرایط فعلی ایران خب ولاگینگ خیلی بهتر جواب میده.

البته این رو توی پرانتر بگم شاید بعضی ندونن. ولاگینگ همون ویدیو بلاگینگ هست. در واقع میشه گفت یک بلاگینگی هست که تصویری هست. یعنی هر چیزی که میخواهی بگی ، هر تدریسی که میخواهی بکنی تصویری هست.

حالا اینو توی پرانتز بگم. توی ایران فکر میکنم خیلی شرایط خوبی الان مهیا هست. شرایط جامعه داره کم کم به سمتی میره که محتوا ها داره ویدیویی میشه.

امان از محتوا های بی کیفیت اینستاگرام

اگر سر به اینستاگرام بزنید تولید کننده های محتوایی رو پیدا میکنید که … ببین نمیخواهم غر بزنم ولی تولید کننده های محتوایی هستند که فحوا نداره مطالبشون. مطالبشون کپی هست. از کلمه‌ی مناسبی میخواهم استفاده کنم. سخیف هست. خب!

پیتر مک کینون ، الگوی خیلی از عکاس ها برای ساخت ویدیو

بگذار یک مثالی برات بزنم. یک شخصی هست ؛ حالا احتمالا کسانی که کارشون عکاسی هست میشناسن. پیتر مک کینون. پیتر مک کینون یک ولاگر کانادایی هست. این پیتر مک کینون یک فردی فوق العاده معروف ، فوق العاده باحال و کاریزماتیک و دوست داشتی هست.

روی کاریزماتیک خیلی تاکید دارم. که اگه ولاگ هاش رو نگاه بکنید توی یوتیوب … میتونید گوگل کنید: پیتر مک کینون. البته اگر به فارسی گوگل کنید احتمالا سایت من بیاد بالا !

پیتر داره توی کار عکاسی و چیزهای مرتبط با اون فعالیت میکنه. حتما ویدیو هاش رو نگاه بکنید. بعد خیلی ها توی خود ایران سعی میکنن که بیان از مک کینون کپی بکنن کارهاشون رو ؛ اما نکته اینه که به بدترین شیوه ممکن این کار رو میکنن.

مثلا اگه شما ویدیو های همین پیتر مک کینون رو نگاه بکنید …

محمد یوسفیان : اتفاقا دقیقا الان بحث ولاگینگ رو که گفتی یه نکته خیلی جالب به ذهنم رسید که خیلی هم میتونه به درد بخوره. چند وقت پیش داشتم میرفتم یه دونه Tripod بگیرم برای ویدیو های خودم…

رضاصاد : آقا Tripod یعنی سه پایه ؛ حالا ما یکم خارجی هستیم اینجا !

محمد یوسفیان : بله همون سه پایه ای که شما میگی 🙂

گران فروشی کالای 12 هزار تومنی به میزان 300 هزار تومن !

و وقتی که خواستم برم ، قیمتش تقریبا توی سایت های فروش آنلاین مثل دیجی کالا وقتی چک کرده بودم ؛ فکر میکردم که حدودا 12 تومن ، 13 هزار تومن بود. و بر حسب شرایطی که بود ترجیح دادم که به صورت حضوری برم و خریداری بکنم.

از یک مرکز خرید خیلی معروفی هم توی تهران من این رو میخواستم بگیرم. اونجا بودم و یادم افتاد به بتونم این رو تهیه بکنم. خیلی شاید جالب باشه. قیمتی که به من گفتن حدود 300 و خورده ای هزار تومن بود. واقعا خنده داره !

رضاصاد : یعنی یک چیز 12 تومنی رو 300 تومن میخواستن بفروشن ؟!

محمد یوسفیان : بله بله ! واقعا اگر میشد من حتی میگفتم که بقیه هم برن ببینن . یک جای دیگر هم بود 290 هزار تومن ! خب این قضیه که داره اتفاق میوفته فرای این که تقلید میکنیم به کنار ؛ ولی هوای همدیگر رو هم نداریم.

یعنی اگر من بدونم خودم توی یک سختی هستم ، تلاش میکنم که اون سختی رو با فشاری که به شما میارم جبران بکنم. برام مهم نیست که شما دارید این سختی رو چجوری تحمل میکنید.

در عرصه آموزش هم نسب به هم رحم نداریم

رضاصاد : ببین این چیزهایی که میگفتی رو من همین الان داشتم توی خود بحث کار آموزش هم در موردش فکر میکردم. اینکه ما نسبت به همدیگر رحم نداریم حالا فقط این نیست که یک ترایپاد 12 تومنی رو به هم بفروشیم 300 تومن.

خب اون که آره. همه توی جامعه دارن میبینن؛ همه میفهمن. ولی وقتی که بیای توی کار آموزش ؛ حالا من کار آموزش عکاسی ، هنر های تجسمی رو دارم انجام میدم. تو هم که هم بحث زبانت هست هم بحث موسیقی هست.

توی خود آموزش هم اینطوریه. یعنی ماها گاها نسبت به همدیگر هیچ رحمی نداریم. حالا این رحم نداشتن یعنی چی ؟

رحم نداشتن در آموزش یعنی چی ؟ دزدی مطالب

یعنی اینکه مثلا من 2 روز وقت میذارم یک مقاله رو بنویسم. یک هفته هم سر سئو وقت میذارم که این رو توی گوگل بیارم بالا. بعد یکی از همکار های من میاد متنش رو به راحتی برمیداره میذاره توی پیج اینستاگرامش ؛ از طرف خودش ؛ میدزده . خب این خودش یک مصداق رحم نداشتن هست.

محمد یوسفیان : البته این رو من دیده بودم …

رضاصاد : بله ! جفتمون دیده بودیم 🙂

 

[تا 10:18 به متن برگردانده شد]

پادکست عکاسی صادکست 14 درآمد هنر در ایران رضاصاد محمد یوسفیان
صادکست 14

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 نظرات
  1. yegane می‌گوید

    سلام ببخشید من میخوام از اپیزود اول به پادکستهاتون گوش بدم ولی نمیتونم پیداشون کنم میشه کمکم کنید؟

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      سلام . این صفحه اصلی پادکست های منه .
      http://rezasadeghi.net/saadcast

  2. ا.ش می‌گوید

    معلومه یه چیزی بارتون هست خوشم اومد

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      خوشحالم که مورد پسندتون واقع شد دکتر

  3. Pari.dokht می‌گوید

    B nazaram harki mitone nazare khodesho bede va shoma hagh nadarin be baghie yad bedin nazareshuno onvan nakonan

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      متوجه منظورتون نشدم. به هر حال مرسی که کامنت گذاشتین

  4. مونا کرمی می‌گوید

    واقعاً اینکه دو استاد هنری اطلاعات خودشونو به اشتراک میذارن خیلی ارزش داره. من که از طرفدارای پر و پا قرص صادکست هستم و مرسی از محمد یوسفیان که مثل همیشه خیلی جذاب مطالب زیادی رو گفت.

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      مرسی ازتون خانم کرمی. امیدوارم براتون مفید بوده باشه و صد البته کاربردی