رازهای موفقیت در عکاسی

قرار نیست درمورد مسائل فنی صحبت کنم...

14 2,021

مدت‌ها بود دوست داشتم مقاله‌ی رازهای موفقیت در عکاسی رو بنویسم. مقاله‌ای که شاید خیلی علمی و آکادمیک نباشه، اما حاصل تجربه‌ی خودم در صنعت و هنر عکاسی ایران هست.

هزینه کردن به صورت حداقلی

یک اصلی رو مدت‌ها قبل از یکی شنیدم که میگفت: کسب و کاری که خودش نتونه از پس هزینه‌هاش بر بیاد محکوم به نابودی هست. به نظرم این حرف تا حدود خیلی زیادی درسته.

من شخصا طرفدار کسب و کارهایی هستم که از صفر شروع میکنن و بدون تزریق منابع مالی، کم‌کم خودشون رو میکشن بالا و مطرح میشن و به سوددهی میرسن.

این رو قبول دارم که اگه کلی برای یک بیزینس هزینه‌ کنید شانس موفقیت توی اون کار بیشتر میشه. اما بالاخره این کار هم یک ریسک هست. اگر به هر دلیلی کار شما نگیره کلی منابع مالی رو از دست دادین.

یعنی اول آموزش

توی دنیای عکاسی یک مثال میزنم براتون: فرض کنید من به عکاسی علاقه‌مند شدم و دوست دارم به صورت حرفه‌ای وارد عکاسی بشم. خب اولین کاری که مثل خیلی‌ها انجام میدم چیه؟ میرم چند تا از سایت‌های فروش دوربین رو زیر و رو میکنم که ببینم چه دوربینی برای من مناسب هست؛ و بعد از اینکه به نتیجه‌ای نرسیدم (چون علمش رو ندارم) توی دایرکت اینستاگرام به یک عکاس معروف دایرکت میدم که :

سلام؛ من به تازگی متوجه شدم که به عکاسی علاقه دارم. شما چه دوربینی رو به من پیشنهاد میکنید؟

به همین سادگی ! و خب طبعا بعد از اینکه اون عکاس جواب من رو نمیده (چون میدونه جواب دادن به سوالم چقدر سخت هست) میگم گور باباش (!) و خودم میرم یک دوربین و لنز میخرم و اصلا خبر هم ندارم که به خاطر نداشتن علم، اشتباه‌ترین دوربین و لنز رو خریدم. و این یعنی چندین میلیون تومن همین اول کار ضرر کردم.

خب تا اینجای کار بجای اینکه در مورد رازهای موفقیت در عکاسی حرف بزنیم، در مورد راز شکست در عکاسی صحبت کردیم! حالا پیشنهاد من چیه ؟ من همیشه این رو گفتم که:

همیشه اول عکاسی رو تا جایی که یک دید کلی به این هنر پیدا کنید یاد بگیرید؛ بعد تازه برید دوربین بخرید.

ولی خب؛ خیلی‌ها به حرف من باور ندارن و خود من هر روز چندتا دایرکت دارم که این سوال رو از من پرسیدن؛ و چون اصلا دوست ندارم بعدا توف و لعنت این عزیزن شامل حال من بشه، همین حرفایی که با شما گفتم رو اونجا هم میگم.

چون من در بهترین حالت می‌تونم بجای خودم تصمیم بگیرم. دوربین و لنزی رو انتخاب کنم که مناسب کار و شرایط و حتی سلیقه‌ی من هست. من تاجایی که در توانم باشه مدل دوربین به کسی معرفی نمیکنم و اگر هم قرار باشه این کار رو انجام بدم، قبلش کلی سوال می‌پرسم که بتونم بهترین پیشنهاد رو بدم.

نرو سراغ گرون‌ترین‌ها

چند وقت پیش داشتم یه فیلم رو توی یوتیوب می‌دیدم؛ خدایی یادم نمیاد مال کی بود؛ وگرنه دوبله میکردم میذاشتم همینجا. موضوع اون فیلم در مورد این بود که یکی از عکاس‌های معروف، دوست خودش رو که اون هم یک عکاس بسیار حرفه‌ای بود رو دعوت کرده بود توی برنامش و یک چالشی رو باهاش انجام داد:

چالش اینطوری بود که به اون دوستش که عکاس بسیار حرفه‌ای بود، دو تا عکس شبیه به هم نشون میداد؛ یکی از اون دو تا عکس، با بهترین دوربین و بهترین لنز گرفته شده بود و اون یکی با یک دوربین رده‌ی ابتدایی و یک لنز کیت؛ و اون عکاس باید تشخیص میداد که کدوم عکس با کدوم دوربین گرفته شده.

نتیجه باور کردنی نبود! اون عکاس بسیار حرفه‌ای در اکثر مواقع به صورت اشتباه تشخیص میداد و نمی‌تونست عکسی که با دوربین گرون قیمت گرفته شده رو از عکسی که با دوربین معمولی گرفته شده تشخیص بده.

این حرف رو برای چی زدم؟ ببینید از یک جایی به بعد ما هر چقدر هم که روی تجهیزات خودمون هزینه کنیم و بهترین‌ها رو خریداری کنیم، توی نتیجه‌ی کار تاثیر بسیار بسیار کمی خواهد داشت. در واقع عکاس‌های فوق حرفه‌ای برای همون یک مقدار تغییر خیلی کم، حاضر هستن اون همه پول پرداخت کنن؛ چون اونا دیگه لول و سطح کارشون خیلی بالاست و باید این کار رو بکنن. مثل دونده‌ای که حتی صدم ثانیه هم براش مهمه.

اما در مورد مایی که دنبال رازهای موفقیت در عکاسی هستیم این موضوع صدق نمی‌کنه. ما این رو می‌دونیم که تشخیص عکس‌هایی که با دوربین‌ها و تجهیزات بسیار گرون قیمت گرفته شده از عکس‌هایی که با تجهیزات ارزون‌تر گرفته شده گاها حتی برای عکاس‌های بسیار حرفه‌ای هم ناممکنه. پس خودمون در درگیر هزینه‌های اضافی نمی‌کنیم.

هزینه‌هایی مثل:

  • درست کردن رینگ لایت بجای خریدن اون
  • خرید یک منبع نور عادی و صنعتی (از اینایی که زیر پل‌ها میذارن) بجای هزینه‌ی گزاف خرید نور عکاسی
  • خرید یک دوربین ساده‌تر با امکانات کمتر ، و در عوض زحمت بیشتری کشیدن روی عکس
  • کمی چاشنی خلاقیت برای درست کردن یک دکور بجای هزینه کردن برای خریدن دکور بک‌گراند

بسیار آپدیت بودن

در مورد این موضوع توی مقاله‌ی ویژگی‌های یک استاد عکاسی خوب صحبت کردم. در همین حد بهتون بگم که آپدیت بودن و داشتن علم به روز، توی عکاسی و کلا هر حرفه‌ای مثل یک سلاح برای شما هست. سلاحی که به شما برتری میده.

یادتونه توی مدرسه توی درس تاریخ اینو بهمون گفتن که صفویه‌ها از عثمانی‌ها شکست خوردن چون “آنها توپ و تفنگ داشتن ولی اینا نداشتن” ؟ علم به روز و آپدیت دقیقا مثل همون توپ و تفنگی هست که به شما برتری میده. چه توی گرفتن پروژه‌ها عکاسی، چه توی تبدیل شدن به یک مدرس عکاسی.

پرستیژ

به نظر من توی کسب و کارهای هنری، داشتن پرستیژ و یکمی مغرور بودن از لازمه‌های کاره! نمی‌دونم دقت کردید یا نه، اگه از نزدیک من رو نشناسید و فقط فیلم‌های آموزشی من رو توی اینترنت دیده باشید، ممکنه احساس کنید که من آدم خیلی مغرور و متکبری هستم. در صورتی که اگه من رو از نزدیک ببینید عمرا باورتون نمیشه که شخصیت من 180 درجه با فیلمام فرق میکنه!

خیلی شده که توی دایرکت اینستاگرام بعضی از دوستان به من لطف میکنن و گاها شروع میکنن به فحاشی کردن که : تو خیلی مغرور و خودبرتربین هستی. فکر کردی کی هستی ؟ و کلی از این حرفا….

خب راستش رو بخواید این مغرور بودنه کاملا عمدی هست و من عمدا توی فیلمام جوری رفتار میکنم که انگار یک گاردی رو جلوی مخاطبم دارم. البته توی این مدت اخیر کمش کردما ! ولی در کل این غرور همیشه وجود داره توی فیلمای من.

دلیل، خیلی واضع و روشنه! اگر شما برای خودت احترام قائل نباشی و خودت به خودت احترام نگذاری، هیچ کس بهت احترام نمیذاره. برای کسی با شخصیتی شدیدا شوخ طبع مثل من کاری نداره اینقدر توی فیلمام مسخره بازی در بیارم که سریع همه جا معروف بشم؛ اما سوال اینه که این شهرت به چه قیمتی هست؟

معتادا نمیگیرن!

الانی که دارم این مقاله رو می‌نویسم دقیقا توی روزهایی هستیم که یک بنده خدایی که اعتیاد هم داشت به خاطر یک مصاحبه، بسیار توی ایران معروف شد. کاری من توی 3 سال نتونستم انجام بدم رو اون بنده خدا با جمله‌ی معتادا نمی‌گیرن در عرض چند ثانیه انجام داد.

ولی آیا جایگاه و اون پرستیژی که من دارم رو اون بنده خدا هم داره؟ فرق یکی مثل من و یکی مثل ایشون اینه که اگر کسی توی جایی مثلا خیابون ، نمایشگاه عکاسی، کلاس و … من رو ببینه با لفظ استاد یا آقای صادقی من خطاب میکنه در صورتی که اگه کسی اون بنده خدا رو ببینه …

به هنر به چشم شغل نگاه نمیشه

و از اون مهم‌تر ، دلیل دومی که من اصرار میکنم که برای خودتون پرستیژ داشته باشید این هست که در دنیایی زندگی میکنیم که به هنر به چشم شغل نگاه نمیشه. بارها این مثال رو زدم:

همیشه از عکاس‌ها ، نقاش‌ها ، گرافیست‌ها و … درخواست کار رایگان میشه؛ در صورتی که امکان نداره شما وارد یک مغازه‌ی لوازم خانگی بشید و بگیر اون یخچال رو به من رایگان بده!

به همین دلیل داشتن پرستیژ باعث میشه دیگران کار ما رو به چشم یک شغل نگاه کنن و حتی توی ذهنشون خطور هم نکنه که می‌تونن درخواست کار رایگان از یک هنرمند داشته باشند.

البته این به نفع ما هم هست

درسته که وقتی دیگران کار ما رو به عنوان یک شغل حساب نمی‌کنن ممکنه برای ما آزاردهنده باشه، اما اجازه بدید از یک زاویه‌ی دیگه هم بهش نگاه کنیم.

وقتی کسی کار شما رو به عنوان شغل حساب نمیکنه و حتی بهش فکر هم نمی‌کنه، این یعنی شما یا یک بازار بکر و دست نخورده طرف هستید و این یعنی با کمی تلاش و یک استراتژی خوب برای کسب و کار خودتون می‌تونید بازار رو توی مشتتون بگیرید. به همین راحتی !

اعتماد به سقف!

بله؛ هنوزم در حال قُد بازی هستیم! ولی باور کنید کلا کسب و کارهایی که نیاز به دیده شدن توسط مخاطب دارن باید قد و پررو و بی پروا باشن. این رو از من داشته باشید:

توی کسب و کار عکاسی، هیچ کس تو رو پروموت نمی‌کنه. بلکه این خود تو هستی که باید برای خودت در نوشابه باز کنی!

الان ممکنه عده‌ای به من بگن که این حرفا چیه میزنی آقا ؟! خودت برای خودت در نوشابه باز کن؟؟ قُد باش؟ انسان باید سر به زیر باشه و فقط به هنرش اهمیت بده؛ یک هنرمند باید خاکی و افتاده باشه و از این جور حرفا.

یک خواهشی از این دوستان دارم : لطفا همین الان این صفحه رو ببندید و دیگه هیچ‌وقت به سایت من سر نزنید! ما توی دنیایی زندگی می‌کنیم که همه در حال رقابت کردن با هم هستند. در دنیایی هستیم که دیگران نه تنها تو رو پروموت نمی‌کنن، بلکه برات زیرآبی هم میرن که تو رو بکشونن پایین.

پس توی همچین دنیایی خودت باید به فکر خودت باشی و این تویی که کسب و کارت رو بزرگ میکنی. شاید اگه به من بگن رازهای موفقیت در عکاسی رو در یک کلمه خلاصه کن، دقیقا همین یک مورد رو بگم : پررو باش!

و این جمله رو بارها همه‌ی ما شنیدیم که:

در آینده، بیشتر از اینکه حسرت کارهایی که انجام دادیم رو بخوریم، حسرت کارهایی که نکردیم رو خواهیم خورد

بنابراین اگر احساس میکنی می‌تونی با فلان برند همکاری کنی، از فلان شخص عکاسی کنی، فلان موضوع رو تدریس کنی، خواهشی که ازت داریم اینه که انجامش بده. تهِ تهش اینه که موفق نمیشی؛ اما این رو مطمئن باش که اگر انجامش ندی ، حسرتش همیشه برات خواهد موند.

برند شخصی قوی

همونطور که می‌بینید تا اینجای مقاله اصلا در مورد مسائل فنی صحبت نکردم. در ادامه‌ی مقاله هم همچین نیتی ندارم. چون مسائل فنی رو همه جا می‌تونید پیدا کنید، شاید بهتر از من هم درس بدن. اما این نکات رو فکر نکنم جایی بتونید بشنوید و مدرسی اینها رو بهتون یاد بده. خب بریم سراغ این یکی مورد.

ساخت یک برند شخصی برای موفقیت در عکاسی رو من با یک مثال خلاصه میکنم: اگر کسی دنبال عکاس صنعتی/پرتره/عروسی/معماری و … باشه یا حتی دنبال یاد گرفتن عکاسی باشه باید و باید اسم شما اولین گزینه‌ای باشه که به ذهنش میرسه؛ یا اینکه با یک گوگل کردن ساده به اسم شما برسه.

من به این میگم ساخت یک برند شخصی قوی در حوزه‌ی کسب و کار عکاسی. حتی اگر بهترین عکاس دنیا هم باشید ولی کسی شما رو نشناسه، شما یک کسب و کار عکاسی نخواهید داشت؛ در عوض اگر به صورت حرفه‌ای روی اسم و برند خودتون سرمایه گذاری کنید ولی اونقدرها هم حرفه‌ای نباشید اوضاع کاملا فرق خواهد کرد.

البته اینطور هم نباید باشه که بدون هیچ علم و هنری فقط برای خودتون برندسازی کنید. سروش رضایی در مورد این نکته انیمیشن جالبی رو درست کرده:

بهونه‌های واهی!

واهی
فرهنگ فارسی معین
[ ع . ] (اِفا.) سست ، بی اساس .

گاهی حتی برای خود من هم پیش میاد که با بهونه‌های واقعا واهی و الکی ، کاری رو که باید انجام بدم رو پشت گوش میندازم. بذارید با یک مثالی که برای خود من پیش اومده براتون توضیح بدم:

من همیشه به همه توصیه میکنم برای آپدیت بودن توی علم عکاسی، منابع به روز و رفرنس‌های عکاسی رو به صورت مداوم چک کنن و اخبارش رو بخونن. یکی از این منابع سایت پتاپیکسل هست؛ سایتی که میشه گفت یکی از اصلی‌ترین منابع خبری دنیای عکاسیه و من سعی میکنم هر یکی دو روز یک بار این سایت رو چک کنم.

ولی شاید باورتون نشه وقتی به خیلی‌ها در مورد خوندن این سایت توصیه میکردم با دو تا بهونه‌ی واقعا عجیب غریب مواجه میشدم:

  1. استاد ! این سایت که فیلتره!
  2. استاد ما زبانمون خوب نیست!

با اینکه می‌دونستم این دو تا بهونه صد در صد واهی هست و اگر کسی دنبال انجام دادن کاری باشه راه اون رو پیدا میکنه؛ ولی دو تا حرکت زدم که این بهونه رو از دست بهونه‌گیرها بگیرم:

  1. با پیگیری‌هایی که انجام دادم پتاپیکسل رفع فیلتر شد.
  2. از دکتر محمد یوسفیان خواهش کردم که توی فیلم‌هایی کوتاه، مطالبی از زبان انگلیسی که به درد عکاس‌ها میخوره رو آموزش بده.

بهونه‌ها حل شد دیگه؛ درسته ؟ نه درست نیست! کسانی که تا قبل از این، پتاپیکسل رو چک نمی‌کردن با وجود این دو تا اتفاق باز هم به رویه‌ی قبلی خودشون ادامه دادن. این چیزی بود که مثل روز برای من روشن بود؛ چون:

کسی که بخواد کاری رو انجام بده راهش رو پیدا میکنه؛ و کسی که نخواد کاری رو انجام بده بهونه‌اش رو.

جمع بندی

رازهای موفقیت در عکاسی اصلا ارتباطی با نکات فنی و مسائل مربوط به خود عکاسی نداره. فن عکاسی رو همه می‌تونن یاد بگیرن. اما چیزی که همه‌جا آموزش داده نمیشه این هست که چطور این فن عکاسی رو تبدیل کنید به خدماتی که مشتری بابتش هزینه پرداخت کنه.

عکاسی یک هنر خیلی خیلی زیباست که خیلی‌ها حتی به عنوان شغل بهش نگاه نمی‌کنن. شاید این موضوع به نظر بد برسه؛ اما دقیقا نقطه‌ی قوت ماجرا همینجاست که شما با یک بازار بکر و دست نخورده طرف هستید.

برای خودتون یک برند شخصی قوی درست کنید. برندی که مشتری وقتی دنبال یک عکاس میگرده اولین نفر به شما برسه. برای خودتون پرستیژ قائل باشید چرا که اگر خودتون احترام خودتون رو نگه ندارید کسی شما رو چیزی حساب نمیکنه! و در نهایت سعی کنید بسیار آپدیت باشید و خودتون رو به علم روز مجهز کنید و پولتون رو خرج چیزهایی کنید که واقعا بهش نیاز دارید.

سوالات متداول در مورد رازهای موفقیت در عکاسی

مسائل فنی رو بریزید دور!
راز موفقیت در عکاسی مسائل فنی و گرفتن بهترین عکس‌ها نیست.
مهم‌ترین راز در عکاسی این هست که شما به کاری که می‌کنید باور داشته باشید؛ از نظر خودتون بهترین شغل دنیا رو داشته باشید؛ برای خودتون احترام قائل بشید و مثل یک شغل با پرستیژ با عکاسی برخورد کنید.

به نظر من برخلاف کاری که خیلی از سلبریتی‌ها انجام میدن، یعنی اینکه توی فضای مجازی خیلی مردمی هستند ولی در واقعیت خودشون رو میگیرن، من دقیقا مخالف این کار رو انجام میدم. سعی میکنم در فضای مجازی پرستیژ خودم رو حفظ کنم و در واقعیت خودم باشم.

نه تنها نیاز به خرید دوربین خوب ندارید؛ بلکه اصلا نیاز به خرید دوربین هم ندارید. به نظر من بعد از اینکه در خودتون احساس کردید که به عکاسی علاقه‌مند شدید باید بدون خریدن دوربین، شروع به آموزش دیدن کنید. بعد از اینکه علم شما به حد مناسبی رسید، خودتون برای خودتون بهترین دوربین رو انتخاب کنید و از کسی هم مشورت نگیرید.

خیلی رک جواب بدم:
این حرفه‌ای ترین‌ها نیستن که بیشترین درآمدها رو دارن، بلکه معروف‌ترین ها هستن. لطفا به کسب و کارهایی که در اطراف خودتون می شناسید دقت کنید. جواب سوال رو خواهید گرفت.

برند شخصی باعث میشه مشتری با شما آشنا بشه و حرفه‌ای بودن شما در عکاسی باعث میشه مشتری از کار شما راضی باشه. بنابراین بدون یک برندسازی قوی برای خودتون، حتی اگر بهترین عکاس دنیا هم باشید، کسی سراغ شما نمیاد.

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

توجه : نوشتن نام و ایمیل کاملا اختیاری هست. می‌تونید فقط نظر خودتون رو بنویسید.

14 نظر
  1. ناشناس می‌گوید

    استاد عالی بود ممنونم🙋‍♀️

  2. ناشناس می‌گوید

    خب بازم متوجه نشدیم که منی که میخوام دوربین عکاسی بخرم باید دقیقا چی بخرم .. من اینو از کجا باید بفهمم

  3. ناشناس می‌گوید

    خدا بهتون قوت بده اقای صادقی به نظرم مثل یه معلم دلسوز و زیرک عمل می کنید ماشالله بهتون

  4. Sahar.naseri می‌گوید

    سلام اقای صادقی
    من امسال کنکور تجربی دارم و البته علاقه م عکاسیه…
    و خب وسط فشار و استرس کنکورم هرموقع صادکستا رو گوش میدم یا مقاله هاتون رو میخونم خیلی انرژی میگیرم😍😍😍
    فقط خواستم خیلییییی ازتون تشکر کنم😌💚
    ممنونم ک علم تون رو با ما اشتراک میذارید و این اتفاق دلیل حال خوب حداقل من ک هست🙏🏻💚

  5. برنا می‌گوید

    سلام این ویدیو یوتیوبی که گفتید برای peter mckinnon هستش
    اینم لینک ویدیوش: https://youtu.be/N8LOoQxSi8M

  6. راضیه می‌گوید

    سلام، واقعا ممنون بخاطر مطالب ارزشمندتون، اما از فامیل چطوری درخواست دستمزد کنیم برای عکاسی؟

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      سلام؛
      در مورد فایل بهترین کار اینه که به بهونه‌های مختلف از زیرش در برید و کلا عکاسی نکنید.

  7. شمس می‌گوید

    خیلی ممنون از مطالب با ارزشی که در اختیار ما گذاشتین ، من از چند روز پیش با شما آشنا شدم و توی همین چند روز کلی تغییرات توی روند کارم آوردم و شاید باورتون نشه نتیجه شو هم خیلی سریع دیدم . همش به لطف این راهنمایی های شما بود که تونستم و واقعا هیچ جای دیگه. همچین مطالبی رو ندیدم ، بازم خیلی ممنون🙏🏻🙏🏻

  8. شهرزاد می‌گوید

    نکات خوبی بودند

  9. کرم پور می‌گوید

    استاد عاالی- کلاس نورپردازی لطفا

  10. ناشناس می‌گوید

    ممنون از توضیحاتتون واقعا
    من همیشه فکر میکردم برای اینکه عکاس مشهوری بشم باید از در مهربونی و خاکی بودن وارد شم اما الان با این مقاله ی شما کاملا دیدگاهم عوض شد

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      سلام؛
      خاکی بودن هم بالاخره یک استراتژی هست. ولی روی تجربه بهم ثابت شده که توی ایران نباید خیلی خاکی بود (متاسفانه) !

  11. ناشناس می‌گوید

    ببخشید میخواستم بدونم شما هنرجو هم قبول میکنین؟؟☺

    1. محمدرضا صادقی می‌گوید

      سلام؛
      بله؛ ایشالا از چند روز دیگه که کرونا خطرش کمتر شد، منم دوباره کلاس‌هام رو برگزار میکنم.