رضاصاد
یک پله حرفه‌ای تر

داداش این پیج ما رم تبلیغ کن

0 164

بعد از یک پروژه خیلی عادی و معمولی که با هم آشنا شدیم:

او : داداش بی زحمت بیا این پیج ما رم تو اینستات تبلیغ کن

من : تو که میدونی پیچ اینستای من نسبتا شخصی هست . معمولا فقط اطلاع رسانی مقاله های خودم رو میذارم توش.

او : میدونم داداچ (منظورش داداش بود) ولی اینم چیز خاصی نیست که ؛ تبلیغ یه پیج مانتو فروشیه. گفتم بجای اینکه پول بدم الکی ، بدم رقیفم این کارو کنه. (غلط تایپی نیستا ! به جای رفیق گفت رقیف !)

من : [چیزی نگفتم از شدت تعجب . فقط نگاه کردم]

او : بیا ببین عکساشو . [گوشیش رو داد دست من]

احتمال میدیم این مطالب هم براتون مفید باشه:

من : [اینقدر پیچش چرت و پرت بود که داشتم بالا میاوردم . نه یه عکس حرفه ای نه توضیحات حرفه ای نه حتی کوچکترین نکته ای که باید برای پیج فروش محصولات رعایت کرد … هیچی ]

او : [قاعدتا با وقاحت تمام] پس بی زحمت امشب ساعت 9 بذارش توو پیچ . دمتم گرم خیلی باحالی به مولا.

من : ببین عزیزم ! اولا اینکه تبلیغ پیج مانتو فروشی توی یه پیج شخصی عکاسی بیهوده ترین کار ممکنه ؛ چون شک ندارم حتی یه جوراب هم نمیتونی باهاش بفروشی چه برسه به مانتو . ثانیا پیج شما به هیچ وجه خصوصیات یک پیچ استاندارد برای جلب اعتماد مشتری رو نداره . نه شماره ای برای تماس ، نه عکس های اختصاصی حرفه ای ، نه توضیحاتی که مخاطب رو برای خرید قانع کنه و نه پاسخگویی به کامنت هایی که ازت سوال پرسیدن . ثالثا سیاست کاری من این نیست که چیزی غیر از مقاالات و محصولات خودم رو توی پیج شخصیم بذارم چون اعتماد مخاطبم رو از دست میدم. رابعا کار من تبلیغاته و قاعدتا مجانی کار نمیکنم . همونطور که توی مجانی به کسی مانتو نمیدی. خامسا یه توصیه بهت میکنم ؛ اینستاگرام بستر مناسبی برای فروش محصولاتت نیست . برو سمت ساخت یه سایت …

او : [حرفامو قطع کرد] میدونم داداش ولی بی زحمت حالا این یه بارو برا ما بذار …

من [حرفشو قطع کردم] به هر حال خیلی خوشحال شدم ؛ همیشه موفق باشی . خداحافظ [محل رو ترک کردم]


میدونید ! بعضیا ذاتا شعوری برای داشتن ندارن . منطقی حرف زدن با عده ای میتونه بیهوده ترین کار دنیا باشه . در این جور موارد باید براش آرزوی موفقیت کنید و خداحافظ !

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.