صادکست ۱۱ | راهنمای برگزاری یک جلسه عکاسی پرتره از صفر تا صد

در این قسمت از صادکست با روند برگزاری یک جلسه عکاسی آشنا میشویم.

0 675

در صادکست 11 (پادکست عکاسی رضاصاد) در مورد روند برگزاری یک جلسه عکاسی از صفر تا صد صحبت کردم . توی این قسمت به شما گفتم که یک جلسه عکاسی حرفه ای و استاندارد چگونه هست و به عنوان یک عکاس حرفه ای باید چه کارهایی رو انجام بدید . علاوه بر اینها ، آموزش درخواست مدل برای عکاسی پرتره و یا مدلینگ رو هم به شما دادم و متن پیشنهادی خودم رو گفتم.

صادکست 11 : جلسه عکاسی پرتره و مدلینگ از صفر تا صد

در کتاب پرتره از صفر خودم ، قسمتی رو به مراحل سه گانه یک پروژه عکاسی پرتره و مدلینگ اختصاص دادم. در این قسمت از صادکست ، همین نکات رو مطرح کردم و در مورد این حرف زدم که یک پروژه عکاسی استاندارد از 3 مرحله تشکیل شده :

  1. آماده سازی قبل از جلسه عکاسی
  2. کارهایی که در حین جلسه عکاسی باید انجام داد
  3. بعد از جلسه عکاسی

در این اپیزود ، این 3 مرحله رو بررسی کردم و به طور مفصل گفتم که در هر مرحله باید چه کارهایی انجام داد تا یک عکاسی حرفه ای و استاندارد داشته باشیم.

راه های گوش کردن به صادکست 11

پادکست عکاسی صادکست 11 برگزاری جلسه عکاسی پیدا کردن مشتری
صادکست 11 : آموزش برگزاری جلسه عکاسی پرتره از صفر تا صد

#1 شنوتو

شنوتو یک سرویس میزبانی پادکست ایرانی هست و من به دلیل اینکه دوست دارم از کسب و کار های ایرانی حمایت کنم تمام پادکست های خودم رو در این سایت آپلود میکنم.

#2 ساندکلاد

#3 تلگرام

تمام قسمت های صادکست با بالاترین کیفیت در کانال تلگرام من آپلود میشن . شما میتونید با کلیک کردن روی این لینک ، پست مربوط به صادکست 11 رو از کانال تلگرام من گوش کنید.

#4 آپارات


متن صادکست 11

سلام میکنم به شما عکس ها و عکاس های آینده ؛ من محمدرضا صادقی هستم. احتمالا من رو با نام هنری خودم یعنی رضاصاد می‌شناسید. و شما الان دارید به اپیزود 11 سری پادکست های عکاسی من به نام صادکست گوش می‌کنید. اگر دوست دارید 10 قسمت قبلی رو گوش کنید میتونید به وب سایت من به نشانی rezasadeghi.net سر بزنید و از قسمت پادکست ها به پادکست های قبلی و آتی من گوش بکنید.

یکی از مفیدترین پادکست های عکاسی

خب امروز میخواهیم در مورد یک موضوع خیلی مهم صحبت بکنیم. اغراق نیست اگر بخوام بگم این اپیزود صادکست یکی از مفیدترین پادکست های عکاسی هست که تا بحال شنیدید . فرقی نداره توی منابع فارسی باشه یا انگلیسی. حتم دارم که این پادکست بسیار براتون مفید خواهد بود؛ پس اگر از محتواش خوشتون اومد لطفا اون رو حداقل با یک نفر از دوستانتان به اشتراک بگذارید تا هنرمندها و هنرجوهای بیشتری بتونن ازش استفاده کنن.

بسیار خب دیگه حاشیه نمیدم. یک راست میریم سر اصل مطلب. ما امروز میخواهیم در مورد این صحبت بکنیم که چجوری یک جلسه عکاسی رو از صفر تا صد مدیریت کنیم و برگزارش بکنیم. شاید براتون جالب باشه که بدونید مطالبی که من الان توی این پادکست میخواهم بگم ، منبعش کتاب جدیدی هست که تالیف کردم. کتاب رایگانی هست که چند وقت پیش منتشرش کردم به نام پرتره از صفر. احتمالا اگر کارهای من رو دنبال بکنید از پرتره از صفر هم باخبر هستید.

اگر احیانا این کتاب رو نخوندید ، پرتره از صفر یک کتاب رایگان الکترونیکی هست ، یک e-book هست برای کسانی که میخواهند کسب و کار عکاسی پرتره خودشون رو داشته باشند اما نمی‌دونند که دقیقا باید از کجا شروع بکنند. من توی این کتاب سعی کردم که اون تقطه‌ی شروع رو به شما نشون بدم و برای کسانی که دوست دارند عکاسی پرتره انجام بدن یک راهنمای خیلی خوبی هست برای اینکه بتونن کارشون رو شروع بکنن. مطالبی که توی این قسمت از صادکست میخوام بگم منبعش کتاب خودم هست. و اگر دوست داشتید میتونید توی گوگل جستجو کنید: “کتاب پرتره از صفر” تا به صورت کامل تر و مفصل تر این مطالب رو مطالعه کنید.

مراحل سه گانه یک پروژه عکاسی

و اما بریم سراغ یک پروژه عکاسی. اگر از من سوال کنند که توی یک پروژه عکاسی رو چجوری انجام میدی ؟ چجوری بهش نگاه میکنی ؟  من میگم که یک پروژه عکاسی 3 قسمت هست : قبل از جلسه ، کارهایی که ما باید قبل از جلسه عکاسی انجام بدیم. یک سری چیزها رو باید آماده بکنیم. کارهایی که حین جلسه عکاسی باید انجام بشه. و قسمت سوم بعد از جلسه هست.

توی این 3 قسمت به عنوان یک عکاس حرفه ای ما یک وظایفی داریم که اگه انجامشون بدیم حرفه ای بودن ما رو میرسونه. و اگر انجام ندیم به عنوان یک فرد آماتور و نابلد شناخته میشیم. شاید براتون جالب باشه یا سوال باشه که خیلی از عکاس های رو می‌بینید که خیلی مشتری های زیادی دارن. همیشه اگر به portfolio یا نمونه کارهاشون نگاه بکنید می‌بینید سرشون بسیار شلوغه و کلی مشتری دور و برشون هست.

اما بعضی ها که میان این  عده رو با خودشون مقایسه میکنن میبینن که من چرا هیچ مشتری ندارم ؟ در صورتی که اون عکاس اصطلاحا نونش تو روغنه و وقت سر خاراندن نداره. اگر از من سوال کنن که چرا ؟ میگم به دلیل کارهایی هست که یک عکاس باید توی این 3 مرحله انجام بده و عکاس های حرفه ای اون کارها رو میکنن و کسانی که حرفه ای نیستند یا هنوز حرفه ای نیستند این کارها رو نمیکنند . ما میخواهیم امروز در مورد این سه مرحله صحبت بکنیم و من مطمئنم و بهتون قول میدم اگر این کارها رو بکنید بعد از مدتی برند شخصی شما ، برند عکاسی شما به قدری معتبر میشه که شما هم یکی از همون عکاس های خواهید بود که وقت سر خاروندن نداره !

قسمت اول : کارهای قبل از جلسه

خب در مورد قسمت اول صحبت میکنیم یعنی کارهایی که قبل از جلسه عکاسی باید انجام بشه. ببینید یک جلسه عکاسی حرفه ای در واقع چند روز قبل از خود روز عکاسی یا خود شب عکاسی شروع میشه. و به عنوان یک عکاس حرفه ای وظیفه‌ی مای عکاسی اینه که اون مقدمات رو آماده بکنیم. جه مقدماتی ؟

به دست آوردن شناخت دقیق از مدل

اولیش اینه که باید از کسی که میخواهیم ازش عکس بگیریم یک شناخت نسبتا دقیقی رو به دست بیاریم. بذارید براتون موضوع رو واضح تر بکنم. یک عکاس پرتره در دو صورت ممکنه بگزار بشه: یا اینکه شما برای کار خودتون که ممکنه تبلیغات لباس باشه ، تبلیغات جواهر باشه ، یا مثلا حتی درست کردن یک پروتفولیو یا نمونه کار باشه نیاز به این دارید که از یک مدلی عکاسی بکنید.

و یا اینکه یک شخصی از شما درخواست میکنه که ازش عکس بگیرید. پس یا شما باید خودتون مدلتون رو انتخاب کنید یا اینکه اون شخص ، اون مدل ، اون مشتری شما رو به عنوان یک عکاس انتخاب میکنه. و در هر دو صورت این وظیفه‌ی شمای عکاس هست که در مورد اون شخص تا میتونید اطلاعات جمع بکنید.

مثلا؛ یک کاری که خیلی الان باب هست و متداوله اینه که میتونید به صفحه‌ی اینستاگرام اون شخص سر بزنید. حالا اگر وبسایت نداره که خب هیچی. چون خیلی از مدل های حرفه ای -دارم نرم بین المللی اش رو میگم- برای خودشون یک وب سایتی دارن. حالا علاوه بر سوشال مدیا هایی که درش عضو هستن ؛ حالا فکر نمیکنم این موضوع خیلی در ایران باب باشه.

درسته که من همیشه توصیه کردم یک وبسایت داشته باشید چون فوق العاده برای کار شما پرستیژ به همراه داره. ولی به هر حال چیزی که الان توی ایران باب هست – الانی که دارم صحبت میکنم اسفند 97 هست. حالا ممکنه این فایل رو سالهای دیگه کسی توی اینترنت بشنوه- الانی که اسفند 97 هست چیزی که خیلی باب هست توی ایران اینه که مدل ها و عکاس ها بیشتر کار خودشون رو توی صفحه اینستاگرامشون معرفی میکنن.

خب این یک جای خیلی خوبیه که ما بتونیم با شخص مورد نظرمون آشنا بشیم. با طرز تفکرش. ببینیم چه نوع عکس هایی از خودش منتشر کرده. کپشن های عکس هایش رو بخونیم. حتی ببینیم چه مدل کامنت هایی زیر پست هایش نوشته شده. خب این خیلی میتونه شناخت ما رو نسبت به اون شخص کامل بکنه.

حالا شاید بپرسید چرا ؟ چرا ما باید نسبت به مشتری یا مدلی که میخواهیم ازش عکاسی بکنیم یک شناخت نسبتا دقیقی رو داشته باشیم ؟ بگذارید یک مثال بزنم. خود من ؛ شخصا علاقه دارم عکس هایی بگیرم که تن های رنگی گرم داره. مثلا عکس های من رو اگر نگاه بکنید خیلی من به رنگ های نارنجی تا قرمز علاقه دارم. و تا بتونم توی عکس هام از این رنگ ها استفاده میکنم.

اما فرض کنید که مشتری من دقیقا برعکس من باشه یعنی عکس هایی که می‌پسنده ، عکس هایی باشه با تن های سرد مثل رنگ آبی ، سفید و توی این مایه ها. حالا فرض کنید منی که سلیقم 180 درجه به مشتری یا مدل خودم فرق میکنه قطعا اگر پروژه عکاسی رو انجام بدم اون راضی نخواهد بود و من هم از اینکه اون راضی نخواهد بود راضی نیستم و بهم بر میخوره که چرا از عکس های من خوشش نیومد.

خب این طبیعی هست. به خاطر تفاوت توی سلیقه ها هست. بنابراین اینکه توصیه میکنم برای شناخت مشتری خودتون یا مدلتون به همین دلیل هست که راه برای سوء تفاهم های بعدی بسته بشه و شما بتونید با سلیقه‌ی مشتری خودتون یا مدلتون خودتون رو وفق بدید. و کارهایی رو بهش ارائه کنید که همون اون راضی باشه و هم شما.

البته یک نکته ای رو بهتون بگم . من این رو کاملا درک میکنم که هر عکاس یک سلیقه‌ی شخصی و یک تم شخصی داره برای  مدل کارهای خودش. یعنی اگر خیلی از عکاس های حرفه ای را عکس هاشون رو فقط نگاه بکنید گاها می‌تونید حدس بزنید که این عکس کار چه عکاسی هست. و این کاملا طبیعی هست که خاطر اینکه هر عکاس برای خودش یک سلیقه‌ی کاری داره.

اما خیلی از اساتید عکاسی ؛ حالا من خودم رو استاد عکاسی نمیدونم. ولی من هم این نکته رو بهش اعتقاد دارم که عکاسی حرفه ای هست که بتونه عکس هایی بگیره که از سبک شخصی خودش بسیار دور هست.

یک مثالی میزنم توی دنیای بازیگری. بازیگرهای آماتور رو ببینید . اسم نمیبرم. توی همه‌ی فیلم های خودشون یک مدل بازی میکنن. فرقی نداره نقش قاچاقچی بهش بدن یک مدل بازی میکنه. نقش پلیس بدن همون جوری بازی میکنه. نقش یک پدر مهربان رو بهش بدن، باز هم اونجوری بازی میکنه. خب. به خاطر این هست که اون بازیگر ، حرفه ای نیست و توی تمام نقش هایی که داره بازی میکنه درواقع خودش رو داره بازی میکنه.

اما بازیگر حرفه ای بازیگری هست که – فکر میکنم یک بار هم البته یک پستی توی اینستاگرام گذاشتم و در موردش صحبت کردم- بازیگر حرفه ای بازیگری هست که بتونه نقشی رو بازی کنه که 180 درجه با شخصیت واقعی خودش تفاوت داره. توی عکاسی هم میتونم بگم اینطوری هست. یک عکاس حرفه ای عکاسی هست که بتونه عکس هایی بگیره که  با سلیقه شخصی خودش خیلی تفاوت داره.

مطالب پیشنهادی به شما

البته این رو هم درک میکنم که هر عکاس سلیقه‌ی خودش رو داره و بیشتر عکس هایی که میگیره طبق سلیقه خودش هست. یکی از روش های خیلی جالبی که می‌تونید با سلیقه‌ی مدلتون و مشتریتون آشنا باشید این هست که بهش بگید که چند تا از عکس هایی که خوشت میاد رو بهم نشون بده. این کار 2 تا مزیت داره : اول اینکه با یک تقریب بسیار خوبی می‌تونید با سلیقه‌ی مشتریتون آشنا بشید. و دوم اینکه پروژه هایی که توش تخصص ندارید و یا به هر دلیلی دوست ندارید انجامش بدید رو قبول نکنید چون بعدا باعث ایجاد دلخوری میشه و برند شخصی شما رو خراب میکنه.

درخواست دادن به مدل برای عکاسی

خب حالا بهتره بریم در مورد این صحبت بکنیم که چجوری به یک مدل باید درخواست بدیم. همونطور که گفتم یک عکاسی پرتره یا مدلینگ تحت دو صورت شکل میگیره : یا اینکه شما باید مدل رو انتخاب بکنید به دلیل کارتون. و یا اینکه مدل یا مشتری شما رو انتخاب میکنه. خب مدل یا مشتری اگر شما رو انتخاب بکنه اون داستانش جداست. اما میخواهم در مورد این صحبت بکنم که چجوری به یک شخصی درخواست بدیم برای عکاسی مدلینگ یا پرتره.

ببینید اینکه با چه روشی و با چه ادبیاتی برای یک شخص درخواست بفرستیم و بهش درخواست بدیم برای یک عکاسی فوق العاده مهم هست. به خاطر اینکه شما فقط کافیه خودتون رو جای اون شخص بذارید، ببینید که دوست دارید با چجور آدمی کار بکنید. آیا یک کسی که مثلا میاد توی دایرکتتون بهتون میگه : سلام چطوری ؟! و منتظره شما جوابش رو بدید. بعد وقتی جواب میدید میگه دوست داری با هم عکاسی کنیم ؟! جوابتون به همچین آدمی چیه ؟

خب . برای همینه که من توی کتابم – توی پرتره از صفر – یک قسمتی رو عینا نوشتم با نام “چگونه به یک مدل درخواست عکاسی بدیم” به خاطر اینکه فوق العاده مهمه. و من این کمبود رو احساس میکردم چون خیلی از مدل ها این رو به من میگفتن و بهم نشون میدادن اسکرین شات کسانی که ، عکاس هایی که بهشون درخواست داده بودن و با ادبیات های خیلی بدی این اتفاق افتاده بود.

من این اساس نیاز رو کردم که باید یک مطلبی باشه به صورت مکتوب عکاس ها بخونن و یاد بگیرن که باید چجوری به یک شخص درخواست عکاسی بدن. فرقی هم نمیکنه اون شخص یک مدل بسیار حرفه ای باشه که از مدلینگ خودش کسب درآمد میکنه یا یک فردی که نمیشه بهش گفت مدل فول تایم و حرفه ای.

خب. حالا اینکه چجوری به یک شخص درخواست بدیم اینطوری هست : اول اینکه باید خودمون رو به صورت کامل معرفی بکنیم. خب . خودتون رو جای اون شخص بذارید. این مثال رو زدم ؛ دوباره دارم میزنم. آیا حاضر میشید جلوی دوربین کسی برید که اونو به خوبی نمیشناسید ؟ کلی در بگم. آیا حاضر هستید با کسی قرار بذارید برای جلسه‌ی عکاسی ، کسی که حتی اون رو شناخت کاملی نسبت بهش ندارید ؟ اگر من کار مدلینگ میکردم خودم ، نه ! به هیچ وجه این کار رو نمیکردم. این از قدم اول

یعنی اینکه خودمون رو به صورت کامل معرفی کنیم. مثلا من بگم که سلام. من محمدرضا صادقی ام مدیر سایت رضاصادقی دات نت و میریم سراغ مرحله‌ی دوم.

مرحله دوم اینه که به اون شخص بگید دقیقا برای چه کاری میخواهید ازش عکاسی بکنید. مثلا من میتونم بهش بگم که : سلام . من میخوام برای درست کردن نمونه کارم یا مثلا درست کردن یک آلبوم  یک سری عکس های حرفه ای رو داشته باشم. و برای این کار میخوام از شما عکاسی بکنم. یک ترفند خوب توی این قسمت اینه که شما می‌تونید عکس هایی که توی ذهنتون هست رو مشابهش رو توی اینترنت پیدا بکنید. و برای اون شخص بفرستید.

شاید اون شخص از نظر سلیقه ای واقعا خوشش نیاد اون مدل عکس ها رو بگیره. بنابراین اینکه شما همه چیز واضح و روشن باشه بی نهایت به کار شما کمک میکنه. پس این هم قدم دوم.  اینکه بگید دقیقا هدف شما از عکاسی چیه.

قدم سوم اینه که بگید اون عکس ها قراره برای چه کاری استفاده بهش. ببینید خیلی ها ، حالا احتمالا خانم ها این موضوع رو بیشتر باهاش سروکار داشتن که یک کسی میخواد ازشون عکس بگیره. برای همین هست که سلام ؛ من میخوام عکاسی بکنم ؛ میخوای مدل من بشی یا نه ؟ خب خودتون رو بذارید جای اون شخص. به عنوان کسی که نمی‌دونی عکس هات قراره کجا استفاده بشه ، برای چی میخوان ازت عکاسی بکنن احتمالش فوق العاده کمه که درخواست عکاسی کسی رو بخوای قبول بکنی.

بنابراین به عنوان یک عکاس حرفه ای و کسی که میخواد حرفه ای جلوه بکنه توی بیزینس عکاسی خیلی لازمه که توی مرحله سوم به مدلتون بگید قراره اون عکس های برای چه کاری استفاده بشه. مثلا میتونید بگید من یک عکاس تازه کارم. میخوام برای درست کردن نمونه کار و گذاشتن اونها روی اینستاگرامم یا وبسایتم از شما عکاسی بکنم.

یا مثلا می‌تونید بگید که از طرف فلان برند لباس به من یک پروژه ای محول شده ؛ من احساس میکنم که شما برای این پروژه مناسب هستید. و خب میخوام یک عکاسی تبلیغاتی ازتون داشته باشم. و این عکس ها قراره به طور مثال توی فلان مجله ، فلان بروشور یا فلان صفحه اینستاگرام و تلگرام منتشر بشه. این خیلی خیلی موثر تر هست برای اینکه یک شخصی جواب درخواست عکاسی شما رو بده و خب این جواب ، مثبت باشه.

و مورد بعدی اینه که تمام جزییات عکاسی و پروژه عکاسی رو بگید. مثلا مکانش ، زمانش. حالا مثلا مکانش چجوری ؟ که سرپوشیده باشه. منظورم از سرپوشیده indoor هست. یعنی توی استودیو هست یا اینکه نه، توی یک فضای باز و outdoor میخواهید عکاسی انجام بدید. این خیلی مهمه دانستنش.

اینکه زمانش کی باشه و مدلتون بدونه که این شوتینگ کی قراره انجام بشه بی نهایت موثر هست. ببینید من همیشه تشبیه میکنم پروژه عکاسی رو به یک تونل و اتاق تاریک. خب ما نسبت به جاهایی که تاریک هستند و ازشون اطلاع نداریم خب یک احساس ترسی داریم. یک گاردی رو میگیریم به صورت ناخودآگاه.

به عنوان یک عکاس این وظیفه‌ی ما هست که تمام این نقاط تاریک رو رفع کنیم و یک تصویر فوق العاده روشن و واضحی رو برای اون شخصی که میخواهیم ازش عکاسی کنیم ترسیم بکنیم که احتمال رد کردن درخواست عکاسی ما بسیار بسیار کم بشه.

متن پیشنهادی برای درخواست عکاسی از مدل

من یک متن پیشنهادی رو میتونم براتون آماده بکنم . البته این متن به صورت مکتوب توی کتاب پرتره از صفر من هست. مثلا میتونید برای شخصی که میخواهید ازش عکاسی بکنید این متن رو بفرستید که مثلا خانم فلانی/آقای فلانی سلام. من محمدرضا صادقی هستم و مدتی هست به عنوان یک عکاس پرتره فعالیت میکنم. برای کامل تر کردن نمونه کارهام نیاز دارم که آلبوم تهیه کنم و توی اینستاگرام داشتن جستجو میکردم برای پیدا کردن یک مدل مناسب تا اینکه به اکانت شما رسیدم  و به نظرم برای آلبومی که میخواهم درست کنم عکاسی از شما خیلی مناسب هست.

و توی ادامه می‌تونید بگید : این پیام رو فرستادم تا از شما بپرسم که آیا برای انجام یک جلسه عکاسی تمایل دارید ؟ و اینجاست که باید اطلاعات جلسه عکاسی رو به صورت کامل برای اون شخص بگید توی همون پیام اول که هیچ نقطه‌ی غیر واضحی و تاریکی نمونده باشه. مثلا ادامه بدید که این عکاسی به صورت کاملا رایگان انجام میشه و عکس های نهایی رو هم به شما تحویل میدم که من از اونها برای آلبوم خودم استفاده کنم و هم شما ازشون استفاده کنید.

خب این نکته یعنی چی ؟ یعنی به اون شخص این رو فهموندید که عکاسی رایگان هست. نه من قراره به تو پول بدم و نه تو قراره به من پول پرداخت بکنی. و ادامه بدید که به طور مثال این جلسه عکاسی توی محیط باز یا مثلا استودیو خواهد بود. و مثلا ساعتش هم بین 4 تا 6 هست. حالا اگر بتونید توضیح بدید که چرا این زمان رو انتخاب کردید هم خیلی بهتره.

میتونید بگید به خاطر اینکه ساعت 4 تا 6 زاویه خورشید جوریه که میتونیم عکس های بهتری بگیریم. ببینید من همیشه اگر دقت بکنید من دارم این این موضوع رو می‌برم جلو که تمام نقاط تاریک و گنگ رو برای اون شخص مرتفع بکنیم  و هیچ نقطه ای نمونه. اینطوری اولا احتمال اینکه درخواست شما رد بشه از سمت اون شخص بسیار کمه. و در صورتی هم که اون شخص واقعا تمایلی نداشته باشه که با شما کار بکنه ؛ به هر دلیلی ، مثلا دوست نداره عکاسی انجام بده درخواست شما رو با محترمانه ترین روش ممکن رد میکنه. به خاطر اینکه شما رو یک عکاس بسیار حرفه ای دیده. و اون درخواست شما رو هم یک درخواست کاملا کاری و بیزینسی داره بهش نگاه میکنه.

اما ممکنه یک سری ها هم بگن بابا این چیزهایی که تو میگی دیگه خیلی داری خارجی بازی میکنی فلانی ! این کارها واقعا نیاز نیست. کسی اینطوری کار نمیکنه الان توی کشور. ببینید یک چیزی بهتون بگم. اینکه با این کار شاید یک مقدار شما رسمی تر باشید. خب اما دارید حرفه ای بودن خودتون رو به رخ همه میکشید. این خیلی قشنگه و اینکه شما یک پله حرفه ای تر از دیگران ظاهر میشید بی‌نهایت قشنگ تره. و مطمئن باشید تمام کسانی که الان دارند این انتقادات رو می‌کنند ، بعد از مدتی مجبور میشن اونها هم این نکات رو رعایت بکنن.

به خاطر اینکه اینها یک سری استانداردهای بین المللی هست که متاسفانه توی ایران اجرا نمیشه و ماها اگر اجرا کنیم اصطلاحا میگن گل میکنیم و خیلی بولد میشیم توی این بازار . پس توصیه میکنم علیرغم چیزهایی که میگن ، اینکه خیلی رسمی هست و نیازی نیست ، شما اینکار رو انجام بدید. چون قطع به یقین ضرر نمیکنید. خب پس این از درخواست کردن از شخصی که میخواهیم ازش عکاسی کنیم.

چک کردن محل عکاسی یک روز قبل از شوتینگ

مورد بعدی که باید قبل از جلسه عکاسی حتما اون رو انجام بدید چک کردن محل عکاسی روز قبل شوتینگ هست. یک مثل میزنم . ممکنه مثلا شما مدت ها قبل یک محلی رو دیده باشید و به نظرتون مناسب باشه برای عکاسی. اما روز عکاسی میرید اونجا میبینید اصلا امکان عکاسی وجود نداره.

مثلا برنامه ریختید که توی یک محل تاریخی عکاسی بکنید. بعد از مدت ها میرید اونجا می‌بینید که اصلا اونجا دارن تعمیرات انجام میدن اصلا نمیتونید عکسی بکنید. خب خیلی زشت میشه جلوی اون مشتری یا مدلتون که ورش داشتید بردینش یک جایی که نمی‌تونید عکاسی بکنید و حالا اون موقع باید بگردید همون لحظه دنبال یک محل مناسب برای عکاسی. خیلی زشت میشه یک آبرو زیری بدی میشه.

فکر نمیکنم خیلی از شما زمان بگیره که بخواهید روز قبل از عکاسی اونجا رو چک بکنید یا مثلا حتی تلفنی می‌تونید هماهنگ بکنید. من خیلی از کافی شاپ هایی که میرم برای عکاس گرفتن – یک عکس گرفتن خیلی خیلی معمولی حتی – روز قبلش یا خودش شخصا میرم اونجا و هماهنگ میکنم . میگم من فردا میخوام بیام اینجا به این دلیل از فلان شخص عکاسی بکنم .

یا این که اگر نتونم حداقل یک تلفن رو میزنم. به این دلیل که هم مطمئن میشم از اینکه اونجا امکان عکاسی وجود داره؛ چون بعضی جاها دوست ندارن شما اونجا عکاسی بکنید و این حق طبیعیشون هم هست. و به هر حال صاحب و مالک اونها هستن و دوست ندارن عکاسی انجام بشه.

هم با این کار امکان سوء تفاهم رو به صفر می‌رسونم. و هم اینکه خودم رو یک آدم بسیار بسیار حرفه ای نشون میدم و این خیلی قشنگ تر هست نسبت به اینکه همینجوری سرم رو بندازم پایین و برم یک جا ، بگم راستی می‌تونم اینجا عکاسی بکنم ؟ پس این هم از این موضوع که باید حتما چک بکنید قبل از انجام عکاسی

داشتن چک لیست برای عکاسی

موضوع بعدی که باید قبل از انجام عکاسی حتما رعایتش بکنید داشتن یک چک لیست مکتوب برای عکاسی هست. فکر میکنم من یک بار این رو گفتم  که خیلی وقت پیش  من یکجا خواستم برم عکاسی کنم و یک چیزی رو فراموش کردم که همراه خودم ببرم و اون یک چیز خود دوربینم بود ! خب اون روز یک آبرو زیری خیلی بزرگی برای من اتفاق افتاد  و من تصمیم گرفتم که دیگه هیچ وقت اجازه ندم این اتفاق بیوفته .

برای همین یک چک لیست عکاسی نوشتم و همیشه اون چک لیست عکاسی رو استفاده میکنم. و قبل از پروژه های عکاسیم حتما بهش یک نگاه می‌اندازم که چیزی رو از قبل ننداخته باشم. یک خبر خیلی خوب دارم براتون و اون هم اینه که همین الان شما می‌تونید چک لیست عکاسی من رو از توی سایتم نگاه بکنید. و من این چک لیست رو به صورت کاملا رایگان برای شما گذاشتم که این اتفاقات بد خدایی نکرده برای شما هم پیش نیاد.

برای این کار میتونید توی گوگل جستجو کنید “چک لیست عکاسی” سایت من صفحه اول هست. تا جایی که فکر میکنم 1 گوگل هم هستم توی این کیورد. و اون چک لیست رو از صفحه می‌تونید اسکرین شات بگیرید و استفاده بکنید ازش و هر کسی هم که احساس می‌کنید براش مفید هست اون چک لیست رو بفرستید. خب این ها پس مواردی بود که باید قبل از جلسه عکاسی رعایت بکنیم.

مرور سریع به کارهای قبل از جلسه عکاسی

یک بار من خیلی سریع چک می‌کنم اولیش این بود که باید از اون کسی که میخواهیم ازش عکاسی بکنیم یک شناخت دقیقی رو داشته باشیم تا حد ممکن. دومیش مدل درخواست دادن به یک مدل بود. به یک مشتری بود. و سومیش هم این بود که محل عکاسی رو از قبل چک بکنیم و ببینیم آیا امکان عکاسی اونجا هست یا نه. و چهارمیش هم این بود که یک چک لیست مکتوب داشته باشیم و قبل از عکاسی حتما اون رو چک بکنیم.

قسمت دوم : کارهایی که باید در روز عکاسی انجام بشه

حالا میریم سراغ کارهایی که باید در روز جلسه عکاسیمون انجام بدیم.

زودتر از مشتری و مدل به محل عکاسی برید

اولیش این هست که همیشه سعی کنید کمی زودتر بیاید. مثلا اگر با مدلتون ساعت 4 ب.ظ قرار گذاشتید سعی کنید بین 20 دقیقه تا نیم ساعت زودتر بیاید. چون هیچ چیز بدتر این نیست که شما به عنوان یک عکاس یعنی به عنوان کسی که مدیر و هماهنگ کننده این پروژه هست دیرتر از مشتری به محل عکاسی برسید.

من یک همکاری داشتم که البته خوشبختانه الان دیگه همکارم نیست. همیشه به من توصیه میکرد. میگفت که سعی کن عمدا یک مقداری دیرتر از وقتی که تعیین کردی بری تا با اینکار مهم بودن و پرستیژ داشتن خودت رو به رخ مشتری بکشی. خب اون همکار من این رو نمی‌دونست که با این کار فقط بی‌شعوری خودش رو داره به رخ دیگران میکشه.

سعی کنیم به توصیه همکار من عمل نکنیم. به توصیه همکار سابق من عمل نکنیم و زودتر رفتن هیچ اشکالی ایجاد نمی‌کنه. و بلکه حتی می‌تونید چک نهایی رو هم توی محل عکاسی انجام بدید و اگه مشکلی وجود داره قبل از اینکه مشتریتون بیاد اون مشکل رو هم برطرف بکنید.

قانون اول عکاس مدلینگ : مدل رو لمس نکنید

خب حالا می‌رسیم به خود عکاسی. یک چیزی هست توی مدلینگ بهش میگن قانون اول. و اون هم اینه که مدل و مشتری رو نباید لمس کرد. خیلی برای من جالب بود این قانون رو خب من توی منابع خارجی داشتم میخوندم. اکثر قریب به اتفاق این منابع این نکته رو رویش تاکید کرده بودند که نباید مدل رو لمس کرد. در واقع این نکته که باید به عنوان یک انسان به اون شخص نگاه بکنیم نه فقط مدل حتی توی فرهنگ غربی هم وجود داره.

یعنی من این نکته ای که میگن لزوما به این دلیل نیست که فرهنگ ما با فرهنگ غربی متفاوت هست. نه . دارم بهتون یک فکت بین المللی رو میگم. حتی توی منابع آموزشی غربی هم این نکته رو به صراحت گفتند و قبل از خیلی از نکات دیگه این مطرح شده که نباید به عنوان یک عکاس مدل رو لمس کرد. خب پس چه کار کنیم ؟

ببینید تا جایی که ممکن هست باید اون پوز ها و ژست های مورد نظر خودتون رو به صورت شفاهی منتقل بکنید. خب این یک مقداری در اوایل سخت هست که مثلا بگید پات رو اینجوری بکن ؛ پای چپت رو بنداز روی پای راستت ، دستت رو اینجوری بگیر . یک مقداری خب سخت هست در اوایلش ؛ اما بعد از یک مدت تمرین کردن فن بیان شما توی پوزینگ مدل قوی میشه.

یک روش دیگری که من خودم به ذهنم می‌رسه و توصیه هم میکنم اینه که شما عینا اون چیزهایی که توی ذهنتون هست رو خودتون انجام بدید و اون شخص از روی شما تقلید بکنه. اینجوری مجبور نیستید که حرکات دست و پا رو بخواهید به زبان شفاهی بگید. چون می‌دونم سخت هست. خودتون اون کارها رو انجام بدید. بگید ببین عینا کاری که من میکنم رو تو هم بکن.

و روش بعدی اینه که یک پوزر همراهتون داشته باشید. ببینید این کاری هست که عکاس های حرفه ای انجام میدند. من نمی‌دونم می‌تونم خودم رو یک عکاس حرفه ای بدونم یا نه ؛ اما این کار رو خیلی وقته میکنم که سر تمام جلسات عکاسی پرتره خودم  حتما یک پوزر می‌برم.

پوزر چیست ؟

خب پوزر کسی هست که کارش اینه که بتونه اون ژست ها و پوز هایی که شما به عنوان یک عکاس مد نظرتون دارید رو به مدل منتقل بکنه به بهترین روش. البته یک نکته ای رو باید بگم. اگر شما میخواهید یک پوزر همراه خودتون توی جلسه ببرید، حتما حتما باید این نکته رو به مشتری یا مدلتون از قبل اطلاع بدید. متاسفانه چیزی که الان من دارم توی ایران شخصا می‌بینم؛ حالا توی خارج از کشور هم دیده میشه ولی خب توی ایران شدیدتر هست اینه که عکاس ها اصلا هماهنگی نمی‌کنن بابت کارهایی که می‌خوان انجام بدن و این مدل یا مشتری هست به عنوان آخرین نفری که مطلع میشه از اتفاقات.

مثلا بدون اینکه به مدل یا مشتری این رو بگن و ازش اجازه بگیرن کارآموزش خودشون رو برمیدارن می‌برن و خب سر جلسه میگن راستی این کارآموز منه. خب این نکته باید از قبل گفته بشه. به خاطر اینکه یک شوتینگ عکاسی حرفه ای شوتینگی هست که تمام کارهایی که شما انجام میدید مدل در جریانش قرار بگیره. بنابراین اگر خواستید پورزر ببرید سر جلسه حتما حتما از قبل باید به اطلاعش برسه.

من خودم همیشه این کار رو میکنم و میگم که راستی من پوزر خودم رو میارم. خب بعضی ها هم نمی‌دونن پوزر چیه. همونجا براشون توضیح میدم که پوزر همچین شخصی هست و بعد از عکاسی اونها خیلی خوشحال میشن. و بارها به من گفتن که چقدر این رفتار حرفه ای هست که همه چیز رو گفتی و حتی به خاطر پوزینگ هم یک شخصی رو آوردی.

مدل و مشتری باید احساس آرامش کند

خب نکته بعدی که باید سر جلسه عکاسی رعایت بکنیم اینه که مدل یا مشتری ما باید احساس آرامش بکنه. خیلی خیلی برای من عجیبه عکاس هایی که بلافاصله بعد از وارد شدن به محل عکاسی ، دوربینشون رو در میارند و شروع می‌کنن عکاسی کردن.

ببینید ؛ جلوی دوربین رفتن برای یک مدل یک کار بسیار استرس زا هست. فرقی نمیکنه شما یک مدل بین المللی فول تایم باشید یا یک مشتری که فقط دوست داره چند تا عکس قشنگ داشته باشه. در هر صورت جلوی دوربین رفتن یک کار بسیار استرس زا هست ؛ و به عنوان یک عکاس این وظیفه ماست که تا میتونیم استرس مدل یا مشتری خودمون رو کم بکنیم.

چند تا توصیه دارم برای اینکه بتونید یک مکالمه ای رو با اون شخص شکل بدیم قبل از اینکه بخواهیم عکاسی بکنیم. مثلا می‌تونیم با صحبت های خیلی معمولی روزمره شروع بکنیم. مثلا اینکه اینجا رو راحت پیدا کردی ؟ یا می‌تونید بابت اینکه شما رو به عنوان عکاس کرد یا اینکه درخواست شما رو قبول کرد ازش تشکر بکنید.

می‌دونم یک مقداری ممکنه خارجی بازی بشه ولی تجربه من میگه که بسیار بسیار برای پرستیژ شما مفید هست و یک ترفند روانشناسی رو میخواهم بهتون معرفی بکنم. اون این هست که اگر میخواهید استرس شخص مقابلتون رو کم کنید کاری کنید که اون بیشتر حرف بزنه. حرف زدن همیشه باعث کم شدن استرس میشه. بنابراین سعی کنید مکالمتون رو جوری بچینید که اون مدل یا مشتری شما حرف بزنه . مکالمه بکنه. بعد از چند دقیقه می‌بینید که اون استرس به کلی از بین رفت و شما می‌تونید کار عکاسی خودتون رو شروع بکنید.

استراحت ها کوتاه بین عکاسی

نکته بعدی اینه که باید وسط عکاسی استراحت های کوتاه داشته باشیم. استاد های بزرگ پرتره توی دنیا توصیه میکنن که برای اینکه مدلتون احساس آرامش بیشتری داشته باشه و راندمان کار شما بره بالاتر هر چند دقیقه یک بار باید استراحتک های کوچکی به مدلتون بدید که بتونه خودش رو اصطلاحا ریکاوری کنه ، بازیابی بکنه.

مثلا می‌تونید در حد یکی دو ثانیه یا چند ثانیه یک استراحتی داشته باشید، عکس ها رو بهش نشون بدید. بگید ببین عکس هات چقدر خوب شد چقدر قشنگ شد. با این کار هم باز اون جو سنگین رو شما می‌شکنید و هم اینکه مدل رو یا مشتری رو در جریان کاری که قرار هست انجام بشه و کاری که انجام شده قرار میدید. البته زیادی روی کردن توی این کار هم اشتباه هست.

چون من این رو دیدم که خیلی از عکاس ها هر عکسی رو که می‌گیرن به طرفشون نشون میدن. این کار هم اشتباه هست. باید یک حد وسطی رو ، یک حد اعتدالی رو بینش نگه دارید. توی استراحتک های کوتاهتون این کار رو انجام بدید و بسیار مفید خواهد بود.

پذیرایی وظیفه عکاس هست

مورد بعدی پذیرایی هست. ببینید اگر مسئول یک پروژه عکاسی هستید حتما باید به فکر پذیرایی از مدلتون هم باشید . حالا یک موقع هست شما رو انتخاب کردن ؛ در مورد اون صحبت نمی‌کنیم. اما اگر این پروژه رو شما شروع کردید و مسئولش شما هستید ، پذیرایی با شماست. ببینید منظورم از پذیرایی یک میان وعده خیلی ساده هست که توی هر بقالی ای هم پیدا میشه. آبمیوه ، کیک ، بستنی. فکر نمیکنم خرج خیلی زیادی روی دست شما بگذاره. حالا نسبت به اون پولی که بعدا قراره از پروژه عکاسی بگیرید.

خوردن بعضی چیزها ممنوع !

البته این نکته کاملا بدیهی هست که خوردن بعضی چیزا ممنوع هست. مثلا دارید یک عکاسی انجام میدید مثلا تبلیغ یک خمیر دندان ، میخواهید از لبخند اون شخص عکس بگیرید. خب اینجا کاملا واضح هست که یک چیزهایی مثل کلوچه ، مثل شکلات رو نباید به عنوان میان وعده به اون شخص بدید. چون کار شما رو بعدا توی ادیت عکس سخت تر میکنه.

مرحله سوم : کارهایی که باید بعد از عکاسی انجام بشه

خب حالا می‌رسیم به کارهایی که باید بعد از جلسه عکاسی انجام بدید.

بکاپ گرفتن از فایل ها و عکس ها

اولین کار و چیزی که بلافاصله باید انجام بشه به نظر من اینه که از فایل های کپی بگیرید توی همون لوکیشن عکاسی و اجازه ندید که به بعدا موکول بشه. به طور مثلا می‌تونید بعد از اینکه عکاسی تموم شد از عکس ها روی لپ تاپ خودتون یک کپی داشته باشید. یا اگر حالا اون شوتینگ یکم حساس تر بود و عکس هایش براتون مهم تر بود ، میتونید علاوه بر اینکه روی لپ تاپ خودتون یک کپی ازش دارید، روی یک هارد اکسترنال یا یک SSD اکسترنال هم کپی بگیرید.

دلیل بکاپ گرفتن : احساس آرامش شما

البته این مطالبی که دارم میگم بیشتر برای احساس آرامش خودتون هست. به خاطر اینکه اعصابتون خورد نشه که وای الان ممکنه اطلاعاتم بپره ! احتمال اینکه اطلاعات شما نابود بشه فوق العاده فوق العاده کم هست. و شما با این بکاپ گرفتن فقط احساس آرامش خودتون رو افزایش میدید. و من بارها این رو گفتم که یک هنرمند با احساساتش کار میکنه و نباید اجازه بده تحت هیچ شرایطی احساساتش خراب بشه.

فایل های RAW برای شماست

خب چند تا نکته بگذارید بهتون بگم در رابطه با حق مالکیت عکس ها خیلی برای شما دانستنش مفید هست و راه رو برای سوء تفاهم های بعدی می‌بنده. اول اینکه فایل های RAW یا خام برای شماست. من یک بار این موضوع رو گفتم توی یکی از مقاله های سایتم که در مورد عکاسی صنعتی بود. میتونید برای خوندن اون مقاله توی گوگل بزنید: “10 کلید طلایی در عکاسی صنعتی” اون مقاله میاد براتون.

اونجا این رو نوشته بودم اما احساس میکنم که باز هم باید اینجا مطرحش بکنم. به خاطر اینکه داریم در مورد عکاسی مدلینگ صحبت میکنیم و خیلی از مشتری ها و مدل ها این رو دوست دارند که فایل های خام رو هم داشته باشند. خیلی دوست دارند که تمام عکس ها رو هم داشته باشند. و این درخواست ها رو از شما می‌کنند.

فایل های PSD هم همینطور

این رو بدونید که به عنوان یک عکاس فایل خام برای شماست و شما هیچ جبری ندارید که بخواهید اون رو تحویل کسی بدید. این نکته در مورد فایل های PSD هم صدق میکنه. چون که فایل PSD رو من می‌تونم اینطوری بگم که اسرار کاری یک عکاس و یک ریتاچر یا همون ادیتور توی فایل PSD اش هست. و اینکه شما بخواهید فایل PSD رو به اون شخص بدید در واقع دارید اسرار کاری خودتون رو بهش میدید.

دارید روشی که عکس ها رو باهاش ادیت می‌کنید به اون شخص میدید. چون می‌دونید خیلی از ادیتور ها و خیلی از عکاس ها به خاطر نوع ادیت عکسهاشون هست که معروف هستند. و خب در صورتی که فایل PSD خودتون رو بدید اسرار شما لو رفته و دیگه دلیلی نداره که افراد بیشتری برای عکاسی بیان پیش شما.

و یک نکته دیگر در مورد اینکه نباید فایل های PSD رو داد این هست که خب نکته قبلی این بود که اسرار کاریتون لو میره که این خیلی بده. و نکته بعدی اینه که ببینید وقتی که شما فایل PSD رو میدید به مشتری یا مدل ؛ اون شخص می‌تونه به اختیار خودش و به انتخاب خودش توی فایل دستکاری کنه. شاید بپرسید خب این چه اشکالی داره ؟  این حق مشتری هست که این کار رو بکنه.

بله ! ولی یک نکته هم هست . اون هم اینه که فرض کنید شما با سبک کاری منحصر به فرد خودتون توی عکاسی یا ادیت برای خودتون یک اسمی به هم زدید ، یک نامی به هم زدید و یک محبوبیتی دارید از این کار. حالا باز هم فرض کنید که فایل لایه باز فتوشاپ خودتون رو یا همون فایل PSD رو تحویل مشتری میدید و اون عکس هاش رو مطابق میل خودش ادیت میکنه و از قضا این سبک ادیت اون شخص اصلا مطابق سلیقه شما نیست.

حالا اگر کسی بیاد عکس های جدید رو ببینه اون آدم نمی‌دونه که این ادیت ، ادیت شما نیست و مطابق سلیقه شما نیست. بلکه فکر میکنه این عکس رو شما ادیت کردید و این یعنی توی سوشال مدیا و توی اینترنت عکس هایی و نمونه کارهایی از شما پخش میشه که متعلق به شما نیست و طبق استاندارد های شما درست نشده. و این بدترین کار برای برند شخصی شما هست.

بنابراین من باز هم توصیه میکنم تحت هیچ شرایطی فایل RAW رو ندید. فایل PSD رو ندید. و هر کسی از شما درخواست بکنه بعد از عکاسی این درخواست درست نیست و شما می‌تونید درخواستش رو رد بکنید.

مگر اینکه از قبل با هم توافق کرده باشید که فایل PSD یا فایل خام رو تحویل بدید که در اون صورت مظنه تحویل دادن فایل خام حدود 3 برابر هست یعنی شما هر مبلغی که برای عکاسی خودتون میگیرید حدود 2 تا 3 برابرش تحویل دادن فایل های خام هست . اینی که دارم بهتون میگم یک نرم بین المللی هست.

قانون 10 درصد آرمانی

خب ما میرسیم به قانون 10 درصد. ببینید همونطور که چند دقیقه پیش گفتم خیلی از مدل ها یا مشتری های شما دوست دارند که تمام عکس هایی که گرفتین رو داشته باشند. یعنی عینا محتوای کارت حافظه شما رو ازتون طلب میکنن.

بگذارید یک چیزی رو بگم . من این رو بارها توی سایتم گفتم. احتمالا اگر مقالاتم رو دنبال کرده باشید هزار دفعه توی مقالاتم این مثال رو زدم که توی یک شوتینگ استاندارد یک چیزی بین 600 تا 1000 عکس گرفته میشه. حتی بیشتر . و از این تعداد عکس توی بهترین و آرمانی ترین شرایط فقط 10 درصد عکس ها قابل ادیت هستند.

یعنی اون 90 درصد مابقی حتی قابلیت ادیت ندارن به دلیل داشتن مشکلات فنی. مثلا عکس شارپ نیست. مثلا ترکیب بندی خوب نیست ؛ نور خوب نیست. یا هزار تا اشکال دیگه ؛ اون 90 درصد حتی ادیت هم نمی‌تونن بشن و تنها کاری که با اون 90 درصد میشه کرد اینه که پاکشون بکنید. به هیچ دردی نمی‌خورند.

به نظر من توضیح دادن این نکته به مشتری هاتون یکی از ضروری ترین کارهایی هست که باید انجام بدید. چرا ؟ چون که توی این مدل عکاسی ، عکاسی مدلینگ ، پرتره و علی الخصوص عکاسی عروسی، مشتری های شما بعضی واقع اصرار خیلی عجیب قریبی دارند که همه‌ی عکس هایی که شما گرفتین رو از شما تحویل بگیرند. و تنها کاری که شما باید بکنید اینه که این کار و انجام ندید

چرا ؟ بازهم جواب من اینه که به برند شما لطمه میخوره. به چه دلیل ؟ به این دلیل که اون اشخاص مثل شما دید عکاسی ندارند. و ممکن هست اون 90 درصد عکاسی که حتی قابلیت ادیت ندارند ، از اون 90 درصد خوششون بیاد و اونها رو پخش بکنن توی اینترنت. و کسانی که از بیرون دارند این رو نگاه میکنن اصلا روحشون هم خیر نداره از اینکه اینها جزو اون 90 درصد عکس هایی هست که به هیچ درد نمی‌خوردن و فکر میکنن که این اوج هنر و سلیقه شماست به عنوان یک عکاس و خب در دراز مدت برند شما خراب میشه. و به عنوان یک عکاس نباید اجازه بدید تحت هیچ شرایطی اون 90 درصد پخش بشه و برند شما خراب بشه.

نه لزوما تمام اون 10 درصد

می‌رسیم به نکته بعدی. اون هم اینه که اون 10 درصدی که شما عکس هایتون قابل ادیت هستند هم لزوما همش رو نباید تحویل بدید . خیلی جالبه ؛ بگذارید براتون یک مثالی بزنم :

شما توی یک شوتینگ 1000 تا عکس میگیرید. 900 تاش به درد نمی‌خوره پاک میکنید. 100 تاش قابلیت ادیت داره. و از این 100 تا شما از قبل با مشتری خودتون یا مدلتون طی کردید که 10 تا عکس باید بهش تحویل بدید. و از این 100 تا فقط 10 تا انتخاب میکنید؛ ادیت شده و نهاییش رو به مشتری میدید. و تمام اون 10 درصد آرمانی هم نباید به مشتری داده بشه. یعنی مثلا از عکاسی ای که 1000 عکس گرفته شده شما در نهایت 5 تا 6 تا 10 تا رو به مشتری میدید و مشتری شما نمی‌تونه درخواست اون 990 عکس مابقی رو از شما داشته باشه.

بحث مالی در پروژه های عکاسی

خب بعد از این میرسیم به موضوعات مالی؛ این که چجوری مثلا پیش پرداخت انجام بشه. با چه درصدی انجام بشه و چجوری باشه که من در صادکست 12 با صورت کامل در مورد موضوعات مالی میخواهم صحبت بکنم. بنابراین الان فقط یک جمع بندی میکنم و یک مرور خیلی سریعی  میکنم و بعد این پادکست رو تموم میکنیم تا بریم برای پادکست بعدی برای صادکست 12 و اونجا در مورد موضوعات مالی با هم صحبت میکنیم.

جمع بندی

خب امروز در مورد برگزاری یک جلسه عکاسی با هم صحبت کردیم. گفتیم 3 تا قسمت داره : کارهایی که قبل از جلسه باید انجام بشه. کارهایی که باید حین جلسه انجام بشه و کارهای بعد از جلسه.

در مورد کارهایی که قبل از جلسه عکاسی باید انجام بشه اول این رو گفتم که باید مدلی که میخواهید ازش عکاسی بکنید یک شناخت دقیقی رو داشته باشید. بعد با هم صحبت کردیم در مورد اینکه چگونه به یک مدل درخواست عکاسی بدیم و خب من یک متن پیشنهادی رو هم براتون خوندم. البته این متن توی -به صورت کامل تر- توی کتاب پرتره از صفر من وجود داره. میتونید اونجا برید اون متن رو بخونید.

بعدش در مورد چک لیست عکاسی صحبت کردیم که حتما باید یک چک لیست عکاسی داشته باشیم. در مورد این صحبت کردیم که باید روز قبل از عکاسی حداقل یک بار محل رو چک بکنیم تا مشکلی وجود نداشته باشه. این از قبل از جلسه.

در خود جلسه عکاسی این رو گفتم که باید حدود 20 دقیقه تا نیم ساعت زودتر بیاید تا چک نهایی رو انجام بدید . گفتم که قانون اول عکاسی پرتره این هست که نباید مدل رو لمس بکنید. گفتم روش هایی وجود داره که باید مدل یا مشتری احساس آرامش بکنه از جمله اون صحبت هایی که باید انجام بدیم. از جمله اینکه مشتری خودتون رو یا مدل خودتون رو مجاب به حرف زدن بکنید. این حرف زدن استرس شخص رو بسیار کم میکنه.

این رو گفتیم که باید در حین عکاسی استراحت های کوتاهی انجام بشه . در مورد پذیرایی صحبت کردیم. این از کارهایی که باید توی جلسه عکاسی انجام بشه.

بعد از جلسه اول از هر چیزی گفتم باید کپی بگیرید از تمام فایل هایی که دارید . این کار بیشتر با خاطر احساس آرامش خودتون هست. به خاطر اینکه خیلی احتمال کمی وجود داره که فایل هاتون پاک بشه. ولی اینکه شما چند جا بکاپ داشته باشید باعث آرامش شما میشه.

در مورد این صحبت کردم که فایل های RAW برای شماست. کسی نمی‌تونه اونها رو طلب بکنه چون فایل RAW در واقع نگاتیو دیجیال هست.  و سند اثبات مالکیت شما برای یک عکس هست . این خیلی نکته‌ی مهمی هست. گفتم فایل PSD رو تحت هیچ شرایطی تحویل ندید به دو دلیل :

اول اینکه اسرار کاری شما لو میره و دوم : ممکنه عکس هایی از شما بیرو بیاد که واقعا طبق نظر شخصی و سلیقه شما نیست. در مورد قانون 10 درصد آرمانی با هم صحبت کردیم که از یک شوتینگ استاندارد فقط 10 درصد عکس ها قابل ادیت هستند.

و در مورد این صحبت کردیم که از همون 10 درصد هم باید به تعدادی که از قبل توافق کردید  عکس ها رو ادیت بکنید و اونها رو با فرمت JPG یا PNG تحویل مشتری خودتون بدید. موضوع بحث مالی موند که اون رو توی صادکست 12 با هم در موردش صحبت می‌کنیم.

مرسی از اینکه به این پادکست گوش دادید. امیدوارم که بتونید شوتینگ های موفقی داشته باشید. خیلی خیلی خوشحال میشم اگر با مطالب این پادکست یا با مطالب کتاب پرتره از صفر توانستید یک شوتینگی رو انجام بدید به صورت موفق ، من رو توی عکس هایتون تگ بکنید ؛ منشن بکنید تا بیام عکس هاتون رو ببینم. و بررسی بکنم

توی اینستاگرام می‌تونید من رو با آیدی @rezasaad پیدا بکنید. آیدی کانال تلگرامم هم همین هست یعنی @rezasaad . برای خوندن مقالات رایگان من و گوش کردن به بقیه قسمت های صادکست می‌تونید به وبسایت من به نشانی rezasadeghi.net مراجعه بکنید.

بی نهایت ممنونم از اینکه توجه کردید و توی صادکست 12 با هم حرف میزنیم. خداحافظ.

در اینستاگرام ، مطالبی وجود داره که در سایت نیست

ارسال دیدگاه ارزشمند شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.